دستور داد در هر زمين بيحاصل و خرابى كه صاحبى ندارد درخت بكارند . و چند سراى بزرگ را ، كه به صورت ويرانهاى درآمده بود ، تبديل به باغ كرد . نهرهايى كه پرشده بود فرمان داد از نو كندند ، و در سر راه آنها آسيا ايجاد كردند . براى آنكه زمينهاى باير را داير كنند ، جمعى از باديهنشينان را ميان فارس و كرمان سكونت داد تا صحراها را آباد كنند ( منتظم ، ج 7 ، ص 224 ) . مسكويه نيز در تجارب الامم از فعاليتهاى عمرانى عضد الدوله سخن مىگويد : وى كسى است كه صاحبان املاك و اراضى مزروع را وادار كرد در آبادانى ملك و باغ خود بكوشند ، و هركس از آنان ، كه استطاعت نداشت فرمان داد از خزانه و بيت المال به او قرض بدهند . » « 1 »
متأسفانه همهء زمامداران از سياست عاقلانهء عضد الدوله پيروى نمىكردند و چنان كه اشاره كرديم ، هر صاحب قدرتى بدون توجه به مبانى اقتصادى ، اخلاقى ، و انسانى به زيردستان خود زور مىگفت ؛ چنان كه در دورهء غزنويان ، قاضى صاعد در مجلس با رعام مسعود بن محمود ، كه در نيشابور به سال 421 برپا شده بود . . . ادعا كرد كه در حق ميكائيليان ، كه خاندانى قديمند و خود صاعد از آن خاندان برخاسته است ، ستمهاى بزرگ از حسنك ، وزير غزنويان ، و ديگران رفته و از اينرو ، ايشان از املاك خود محروم شده و اوقاف آباء و اجدادشان باطل و منسوخ گشته و از مصرف ، موقوف عليه آن بىبهره ماندهاند . از اينرو ، از مسعود تمنا كرده كه فرمان دهد تا آن اوقاف زنده شود و نفع آن به كسانى كه استحقاق دارند برسد . مسعود همچنانكه او خواسته بود فرمان داد ، اما دربارهء املاك شخصى ايشان تصميمى نگرفت و گفت : دليل اين امر اين است كه نمىداند كه حكم امير ماضى ، پدر او در اينباره چه بوده است و فرمان داد اين موضوع براى تحقيق به ديوان ارجاع شود . از اينرو ميكائيليان بديوان رفتند و خبر دادند كه :
« كشاورزان و وكلا ( وكلاى ميكائيليان ) و برزيگران توانگر را و هركرا باز مىخواندند ، بگرفتند و مالى عظيم از ايشان بستدند و عزيزان قوم ذليل گشتند و بو سهل حقيقت به امير ماضى ، رضى الله عنه ، بازگفت و املاك ايشان باز دادند . » « 2 »
فعاليتهاى كشاورزى در ايران ، از ديرباز ، بستگى تمام به مساعدت طبيعت داشت ؛ نيامدن باران و برف ، و تقليل ذخاير آبى غالبا به بحرانهاى اقتصادى منجر مىشد . ريچارد ن . فراى مىنويسد : « از اواخر قرن چهارم به گفتهء مقدسى ، جغرافيانويس مشهور ، ساكنين مرو ، كه شهرت البسه ، خوراكى ، و گرمابههاى آن را هيچ شهر ديگرى نداشت ، با وضع رقتبارى روبرو شدند .
شايد وضع مردم در اثر تحميل مالياتها ، يا گرانى نرخ حقابه ، پايين رفتن سطح آبهاى زيرزمينى به وخامت گراييده است . در سرزمين بخارا ، قسمت عمدهء آب رودخانه به سوى اراضى دولتى مى - رفت . شايد همين عامل نيز به خرابى وضع كشاورزان عادى كمك كرد . علاوه براين ، در آغاز قرن پنجم ، حملهء تركان غز و عياران و راهزنان ، و از بين رفتن باغات و مزارع ، به آشفتگى اوضاع اقتصادى مردم كمك كرده است . » « 3 » فراى مىنويسد : در اثر تغيير اوضاع سياسى ، طبقهء دهگانان
هامش
( 1 ) . على اصغر فقيهى ، شاهنشاهى عضد الدوله ، ص 144 ( به اختصار ) .
( 2 ) . تاريخ بيهقى ، ص 41 - 40 و مالك و زارع در ايران ، ص 118 .
( 3 ) . بخارا ، ترجمهء محمود محمودى ، ص 15 - 214 ( به اختصار ) .