تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
است . . . و بيداد كردن بر ايشان حرام است . » ( زين الاخبار گرديزى ، چاپ محمد ناظم برلين ، ايرانشهر 1928 ، ص 8 ) . « 1 » در نامهء مشروحى كه طاهر به پسرش نوشت به وى تأكيد كرد كه « . . . حسن ظن به ياران و همراهان و مهربانى به رعيت نبايد ترا از جستجو و كنجكاوى در كارها باز دارد و منافى آن نيست كه در طرز كار خدمتگزاران و همراهانت بتن خويش مراقبت كنى و رعيت را از مصائب مصون دارى و دربارهء آنچه مايهء اصلاح حال وى مىشود ، بينديشى ، بلكه بايد رسيدگى به امور خدمتگزاران و بر طرف كردن نيازمنديهاى رعيت و زدودن رنج ، و شفقت به ايشان را بر هر كارى ترجيح دهى و شخصا بدين امور همت گمارى . . . آزمندى را از خود دور كنى ؛ چه بايد گنجينه‌ها و اندوخته‌هاى تو نيكى و پرهيزكارى و اصلاح حال رعيت و آبادان ساختن شهرها و رسيدگى به امور مردم و حفظ جان خلق و دادرسى ستمديدگان باشد . و بدان كه هرگاه ثروت را در گنجينه‌ها بيندوزيد ، بهره و سود نمىبخشد ؛ ولى اگر آن را در راه اصلاح حال رعيت و اعطاى حقوق آنان به كار برند و بوسيلهء آن ، بار رنج و مشقت را از دوش خلق بردارند ، فزونى مىيابد . . . بهرهء رعيت را بطور وافى و بقدرى كه امور زندگى و معاش آنان را اصلاح كند ، در نظر گير . . . به‌هيچ‌رو روا نيست بيش از توانايى و طاقت مردم ، از آنان خراج گرفت و ايشان را به كارى مكلف ساخت كه مايهء تجاوز به حق ايشان گردد . . . بدان كه اين فرمانروايى ، ترا بمنزلهء گنجور و نگهبان و پاسبان رعيت قرار داده است . و از اين‌رو ، زير دستانت را « رعيت » مىنامند كه تو همچون شبان و قيم آنان هستى . پس بايد خراج را از آن قسمت ثروت ايشان بگيرى كه زايد بر مخارج آنان باشد ، در پرداخت آن ، دچار دشوارى و سختى نشوند . و بايد آن خراج را در راه استوارى و بهبود زندگى و اصلاح نابسامانيها و ناهمواريهاى امور مردم صرف كنى . . . » « 2 » روش نخستين سلاطين سامانى ، نيز نسبت به كشاورزان چندان نامساعد نبود ، ولى بطور كلى بايد گفت پس از تجزيهء خلافت عباسى و استقرار حكومتهاى ايرانى ، زمامداران دولتها در انديشهء اصلاح اوضاع اقتصادى و اجتماعى مردم نبودند . غالب حكومتهايى كه از قرن سوم به بعد ، در ايران روى كار آمدند به سپاهيان متكى بودند ، و سلاطين براى جلب حمايت و راضى كردن آنها ، ناچار بودند املاكى را به نام اقطاع ، در اختيار آنها بگذارند . گاه گردآورى مال الاجارهء زمين ، به سپاهيان واگذار مىشد ، و از اين راه ، خللهايى در امر كشاورزى روى مىداد . « معز الدوله ( دوران سلطنتش 56 - 320 ) سپاهيان خود را در خانه‌هاى مردم مسكن داد ، و اين رسمى بود كه او آورد و حاصل اين كار اختلالى عظيم بود كه در كار كشاورزى پديد آمد . اين اقدامات تا حدى ، براى اين بود كه مىخواستند مشكل دائمى پرداخت حقوق سپاهيان را حل كنند . . . در واقع آل بويه تغييرات بسيارى در مسألهء مالكيت زمين پديد آوردند . بنا به گفتهء مقدسى ، آنان خانه و زمين مردم را از چنگشان به‌در آوردند و بسيارى از مردم ، بر
هامش
( 1 ) . همان ، ص 114 . ( 2 ) . عبد الرحمن بن خلدون ، مقدمهء ابن خلدون ، ترجمهء محمد پروين گنابادى ، ص 595 به بعد ( به اختصار ) .