تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
منابع تاريخى نشان مىدهد كه مظالم بنى اميه و سختگيرى سران عرب ، ايرانيان و ديگر ملل خاورميانه را از عرب و اسلام بيزار كرد . به قول نرشخى ، عده‌اى « كفر آوردند » و عليه رهبران عرب شوريدند . در اين هنگام ، عباسيان از موقع استفاده كردند و به كمك داعيان و مبلغين خود ، مردم را عليه بنى اميه برانگيختند . داعيان وعده مىدادند كه چنانچه عباسيان پيروز گردند ، ايرانيان و ساير اقوام را در ادارهء امور كشور و حكومت دخيل و شريك خواهند ساخت . داعيان محمد بن على به روستاييان و قشرهاى فقير شهرنشينان و عدهء تقليل ميزان خراج و كاهش بيغار را مىدادند ، ولى عباسيان كه مىكوشيدند پشتيبانى عامهء مردم را جلب كنند از يك نكته غافل بودند كه مردم ممكن است مستقلا شعارهايى علم كنند و دعاوى خويش را پيش بكشند . حتى يكى از داعيان امر عباسيان ، در خراسان ، به نام خداش ، اميدواريهاى محمد بن على و ماهان را مبدل به يأس كرد . وى تحت لفافهء دعوت به نفع عباسيان ، به تبليغ عقايد مزدكى ، كه تا آن زمان در ايران وجود داشته پرداخت . « 1 » اين پيشامد ، موجب نگرانى عباسيان گرديد و با سبعيت به قلع‌وقمع آنان پرداختند . بالاخره در سال 745 ميلادى [ 124 ه . ق . ] ابو مسلم به دستور امام ابراهيم ( امام وقت عباسيان ) راه خراسان پيش گرفت تا مقدمات قيام عليه بنى اميه را ، زير علم سياه عباسيان ، فراهم كند ، چنان كه در تاريخ سياسى آن دوران ديديم ، سرانجام عباسيان پيروز شدند ، ولى اين پيروزى به نفع تودهء مردم ، بخصوص كشاورزان ، نبود . عباسيان به مواعيد خود عمل نكردند ، و در راه تخفيف مالياتها و تقليل بيگاريها و تأمين آسايش اكثريت قدمى برنداشتند . تنها در اين جريان ، اشراف و مالكين بزرگ ايرانى و كسانى كه با سران عرب در راه سرنگون كردن خلافت بنى اميه همكارى و همقدمى كرده بودند ، سود جستند و به حكومت و فرمانروايى رسيدند . سفاح و منصور ، نخستين خلفاى عباسى ، دريافتند كه براى تثبيت موقعيت خود ، بهتر اين است كه اشراف ايرانى را در كار حكومت مداخله دهند و مردانى چون خالد بن برمك را ، كه قدرت و نفوذ محلى نيز دارند ، در دستگاه حكومتى به كار گمارند . با اين‌حال ، خلفاى عباسى نسبت به رجال ايرانى حسن ظن نداشتند ؛ چنان كه ابو مسلم ، خدمتگزار عباسيان ، مورد سوء ظن ايشان قرار گرفت . به نظر محققان شوروى ، يكى از موارد اختلاف بين ابو مسلم و عباسيان اين بود كه : وى علىرغم خلفا و اطرافيان نزديك ايشان ، معتقد بود به مواعيدى كه مبلغين عباسى ضمن دعوت مردم به قيام عليه امويان داده بودند بايد وفا شود . بيشتر گفتگو برسر تقليل خراج و بيغار بود ، ولى با وجود شدت اختلاف نظر با عباسيان ، هنوز در قطع رابطه با ايشان ترديد داشت ، و گويى تغييرى را در روش ايشان انتظار مىداشت .
هامش
( 1 ) . تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم ، ص 191 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 99 | مرتضى راوندى