تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
كودكان ما ، كودكان آنان را تا زنده‌اند مىخورند . اين سخنان تفسير لازم ندارد . هدف فتوحات اين بود كه سران عرب در دولت خلفا بتوانند به حساب ملل مغلوب : قبطيان و سوريان و ايرانيان و سغديان و خوارزميان و ارمنيان و گرجيان و ديگران زندگى كنند و از لذايذ دنيوى بهره‌ور گردند . ايران كشورى بود ثروتمند و مىبايست تا بتوانند ثروتهاى مادى آن را تصاحب كنند . « 1 » بعد از عمر ، در دوران حكومت عثمان نيز سياست عاقلانه‌اى در مورد كشاورزان اتخاذ نشد . ظاهرا حضرت على ( ع ) بيش از ديگران به تأمين آسايش كشاورزان دلبستگى داشت . امير المؤمنين در سال 38 هجرى ضمن نامه‌اى به مالك اشتر مىنويسد : « و ليكن نظرك فى - عمارة الارض ابلغ من نظرك فى استجلاب الخراج ، لان ذلك لا يدرك الا بالعماره و من طلب - الخراج به غير عمارة اخرب البلاد و اهلك العباد و لم يستقم امره الا قليلا . . . در اين نامه ، حضرت به مالك اشتر اندرز مىدهد كه تنها در فكر گرفتن خراج نباشد ؛ چه آنان كه بدون توجه به وضع رعيت و آبادانى كشور ، فقط در انديشهء گرفتن خراج هستند دير يا زود رعيت را به فنا و نيستى سوق مىدهند . و دوران حكومت آنان پس از مدتى كوتاه سپرى خواهد شد . . . » « 2 » منابع تاريخى نشان مىدهد كه تلاش و حسن‌نيت حضرت امير چندان مؤثر نيفتاد ، و سنن و نظامات ظالمانه‌اى كه از عهد خليفهء دوم بنيان گذاشته شده بود ، همچنان ادامه يافت و در دوران بنى اميه مخصوصا در عصر حجاج بن يوسف ثقفى ، كار ظلم و ستم به كشاورزان بالا گرفت ، و چنان كه ضمن تاريخ سياسى آن دوران گفتيم ، منتهى به جنبشهاى استقلال‌طلبانهء مردم شد . زمامداران عرب در دورهء بنى اميه ، بدون اينكه به عاقبت كار بينديشند منظما بر ميزان خراج مىافزودند ؛ فى المثل در عهد انوشيروان ، از هر جريب گندمزار يا جوزار يك درهم ماليات گرفته مىشد ولى اعراب از هر جريب گندمزار 4 درهم و از هر جريب جوزار 2 درهم ماليات مىگرفتند . در نتيجهء اعمال اين سياست خشن ، رغبت مردم به كشاورزى و فعاليتهاى مثمر كم شد ؛ بطورى كه در عهد خلافت على ، ماليات حاصله به 120 ميليون درهم ، و در زمان معاويه ، به صد ميليون درهم ، و در عهد آخرين خلفاى اموى ، تا 70 ميليون تنزل كرد . يعنى نسبت به زمان انوشيروان به ثلث تقليل يافت . « بلاذرى نقل مىكند كه خليفه على ( ع ) ماهوى ، حاكم مرو ، را به كوفه نزد خويش خواند و دربارهء وصول ماليات با وى به مذاكره پرداخت . قرار بر اين شد كه خليفه فرمانى صادر كند كه دهقانان و كدخدايان روستاها جزيه را گردآورده به ماهوى بپردازند ، وى آن را به خليفه ارسال دارد . بدين طريق ، دهقانان در بهره‌كشى از مردم مغلوب ، شريك اعراب مىشدند . اختيار روستاييان بالكل به ايشان داده شده بود . . . در عهد ساسانيان ، ملاكين بزرگ اراضى و دولت از روستاييان بهره‌كشى مىكردند ، و در عهد حكومت اعراب نيز
هامش
( 1 ) . تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم ، پيشين ، ص 179 . ( 2 ) . نهج البلاغه ، چاپ بيروت ، ج 2 ، ص 45 .