بغرنجتر دوران هلنيسى و اشكانى است كه به نوبهء خود ، اين فرهنگ مادى و معنوى را در همهء زمينهها بازهم پيش مىبرد . تكامل توليد كشاورزى ، پيشهورى ، بسط شهرها ، پيدايش شهرهاى نوين ، همراه با گسترش جادههاى ارتباطى و تشديد جريان تقسيم كار در صنعت و كشاورزى و دامنهء وسيع مبادلهء بازرگانى داخلى و خارجى و رواج مسكوكات زر و سيم و مس در آن و ظريف شدن شيوههاى ارتباطات و معاملات بازرگانى كه در دوران اشكانى آغاز شده بود ، در دوران ساسانى به اوج مىرسد . آن رونق اقتصادى ، كه دو قرن پس از سيطرهء عرب در خراسان و ماوراء النهر پايهء مادى پيدايش يك تمدن درخشان شد ، نظيرش در ادوارى كه جامعهء ساسانى دچار بحرانها و اختلالات درونى است ، مشاهده مىگردد .
جامعه در اثر وجود يك سيستم كاست مانند و تناقض موحش فقر و ثروت ، در اثر وجود استبداد شاه ، در اثر رقابت دايمى درونى اشرافيت ، در اثر سنگينى خراج و اشتهاى پايانناپذير خزانهء شاهى و ديگر خزانهها ، در اثر سيطرهء خشن آتشكده و رقابت آتشكده و تخت در اثر هجومها و جنگهاى پايانناپذير با همسايگان شرقى و غربى ، هرچند يك بار دچار بحرانهاى لرزاننده ، قيام مردم ، و به ويژه در دوران جنبش مانى و مزدك ، مواجه با قحطيها و هرج و مرجهاى شديد مىگردد ، و معمولا سلاطين با توسل به خشونت خونين بر آن غلبه مىكنند . در اين جامعه ، دهگانان و شبانان عملا بندگان و رعاياى محكوم بزرگان ، آزادان ، ديهگانان و موبدان و هيربدناند . مخارج سنگين دربار ، جنگ ، آتشكده ، مخارج زندگى سراپا تجمل و عيش يك اشرافيت فوق العاده مغرور و فاسد و خودخواه بر دوش روستاييان و شبانان و پيشهوران تيرهروز است كه از يكسو بايد سفرههاى اشراف را با محصول كار خود رنگين كنند و از سوى ديگر مىبايد خود در ميدان جنگ ، طعمهء شمشير دشمن قرار بگيرند . در درون اين تناقض موحش طبقاتى ، فرهنگ مادى و معنوى از معمارى ، رقص ، جامه و غذا گرفته تا مدارسى كه در آن پزشكى ، منطق ، نجوم ، فلسفه و دين تدريس مىشده است ، بيشازپيش بسط مىيابد . اين سير مباين ، ويژهء جامعهء ساسانى نيست . در آن شكفتن و پوسيدن ، هردو ، مشاهده مىشود و سرانجام پوسيدگى سازمان اجتماعى ، آن را در قبال ضربت تازيان به مغاك زوال مىافكند ، ولى عوامل شكوفندهء آن ، حتى پس از اين ضربت به تكامل و تجلى خويش ادامه مىدهد و نه فقط در ايران بلكه در تمدن اسلامى ، اثرات ژرف درجه اول باقى مىگذارد .
اينك پس از مطالعهء اجمالى در جوامع هخامنشى ، سلوكى و اشكانى و ساسانى ، ساختمان طبقاتى ، شكل مالكيت ، تأثير تكامل عوامل اجتماعى و طبيعى ، تضادهاى درونى جامعه و نظاير آن را مورد مطالعه قرار مىدهيم .
دربارهء جامعهء ايران ، در دوران طولانى پيش از اسلام ، مىتوان مشخصات زيرين را ياد كرد : در آغاز ما با نظام دودمانى يا نظام ويس روبرو هستيم ؛ مجموعهاى از « نمانا » ( خانه ) « ويس » ، مجموعهاى از ويسها « زنتو » ، و مجموعهاى از زنتوها « دهيو » را به وجود مىآورد . اين اصطلاحات را مىتوان با خانواده ، طايفه ، قبيله ، و قوم كه امروز به كار مىبريم ، تقريبا معادل و يكسان گرفت . بر رأس هريك از آنها نمانپد ، ويسپد ، زنتوپد ، و دهيوپد قرار دارد . ويسپدها و زنتوپدها اشرافيت ايلاتى را تشكيل مىدادند و مانند خانهاى دورانهاى
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 769
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٧٦٩