تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 770

مساهمون:

ص٧٧٠
بعدى هستند . البته اين نظام دودمانى پدرسالارى ، درميان اقوام آريايى چادرنشين و گله‌دار بود . در شهرها و آباديهاى بوميان غيرآريايى ، نظام اجتماعى از دين جلوتر بود ، و از تركيب اين نظامات است كه نظام اجتماعى دوران ماد و هخامنشى پديد مىشود . مزده‌يسنه در اين مقطع پديد مىآيد ؛ مقطعى كه در آن ، خيش گاو ، اسب ، آباديهاى بزرگ ، شكوه و ثروت جاى زندگى فقير شبانان را مىگيرد . مزده‌يسنه ايده‌ئولوژى انتقال از نظام ويس به آيين مزدايى كهن آن ، كه دين كاملا ناتوراليستى بود و نظام مختلط بردگى و پاترياركالى است كه شاهى مستبد بر رأس آن قرار داشت . بدين سبب مزده‌يسنه ، اهورمزدا ، خداى واحد را جانشين بس خدايى ( پلىتئيسم ) دين كهن مزدايى مىكند . ولى نظام ويس ، نظام ايلاتى ، به بركت شرايط جغرافيايى خاص فلات ايران ، به بركت مهاجرت بعدى اقوام تازه‌به‌تازه ، حتى تا عصر ما ، خود را با شرايط دگرگون شونده تطبيق مىدهد و باقى مىماند . بايد توجه داشت كه مبارزهء كوچنده و ساكن ، گله‌دار و كشاورز ، و تضاد آنها از تضادهاى مهم جامعهء ايرانى است . ايران در سر راه قبايل كوچنده است و اين امر در سرنوشت او از آمدن آرياييها تا آمدن اقوام تازى ترك و مغول تأثير عميق داشته است . مسألهء مهم در ايران مسألهء آب است . ايران جزو آن بخش عظيم كم‌آب جهانى است كه از صحراى افريقا گرفته تا صحارى چين ممتد است ؛ لذا براى حفظ كشاورزى ، بايد هميشه شبكهء منظم آبيارى مصنوعى ايجاد كرد ؛ و آن‌هم كار روستاييان فقير و يا حتى تيولداران و بازرگانان نبود . براى اين كار مىبايست « كورپوراسيونهاى » بزرگى از كارگران با انضباط سخت بكوشد و سدها ، آبدانها ، كاريزها بسازد و ترعه‌ها و جويها حفر كند . علت رشد تكنيك كهن آبيارى در ايران ، همين ضرورت عينى است . اسناد متعددى از مداخلهء مستقيم دول هخامنشى ، اشكانى ، ساسانى براى ساختن سيستم مصنوعى آبيارى در دست است . رسم سدسازى در دوران پس از اسلام نيز از طرف شاهان ايرانى دنبال شده است . به گفتهء يكى از متفكرين بزرگ : « . . . شرايط اقليمى ، وضع زمين ، فضاى عظيم ، بيابانى كه از صحراى افريقا از طريق عربستان و ايران و هندوستان و تاتارستان تا ارتفاعات فلات آسيا ممتد است ، سيستم آبيارى مصنوعى را به كمك ترعه‌ها و تأسيسات آبيارى ، پايهء زراعت شرقى كرده است و ضرورت بديهى استفادهء صرفه‌جويانه از آب . . . در شرق ناگزير مداخلهء دولت را مىطلبد . » تسلط حكومت هخامنشى بر سيستم آبيارى و املاك وسيع ، استبداد سلطنتى را به حد اعلا رسانيد . اين استبداد خشن و خونين به ويژه در دوران ساسانيان شدت بيشترى پيدا كرد و شاه به موجودى ماوراء طبيعى بدل گرديد . در اطراف شاه مستبد ، دربار و دستگاه دولتى ، ديوانها و دستگاه جاسوسى و ارتش وسيع كه از زمان داريوش شكل گرفته بود ، در دوران ساسانى به ويژه در عهد خسرو انوشيروان ، به اوج خود رسيد . در دوران ساسانيان ، شاه از همهء شهريان و روستاييان به وسيلهء آمارگران و تحت نظر « واستريوشپد » خراج مىستاند و گنج او و خزينهء دولت يكى بود . رشد و پيدايش شهرهاى تازه ، توسعهء بازرگانى داخلى و خارجى ، بسط سريع توليد پيشه‌ورى ، افزايش تعداد فعاليتهاى پيشه‌ورى و تقسيم كار بين آنها سبب گرديد كه در دورهء
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 770 | مرتضى راوندى