منابع تاريخى اين دوره
راجع به سلسلهء ساسانى ، كه از قرن سوم تا اواسط قرن هفتم ميلادى در ايران حكومت كردند ، منابع و مآخذ متعددى وجود دارد كه از آن جمله كتيبههاى پهلوى كه به دو زبان يونانى و پهلوى نوشته شده است ، به روشن كردن قسمتهايى از تاريخ زندگى اردشير اول و شاپور اول و دوم كمك مىكند .
علاوهبراين ، از سكههايى كه از آن دوره به يادگار مانده است مىتوان به نام شاه و سال ضرب سكه پى برد .
همچنين از سالنامههايى كه از آن دوره به يادگار مانده مىتوان به بسيارى از وقايع و جريانات سياسى آن دوره پىبرد ، و به عقيدهء استاريكف ، نه تنها در دورهء ساسانيان بلكه از عهد مادها و هخامنشيان و پارتها در دربار ايران ، عدهاى به نام وقايعنگار مهمترين وقايع و رويدادها را در الواح يا پوستها ثبت و ضبط مىكردند . دربارهء وقايعنگارى در عهد ساسانيان ، مدارك و شواهد بيشترى در دست داريم ؛ ازجمله « گواهى آگاسياس مورخ و شاعر دربارى سدهء شش بيزانس ( روم شرقى ) قابل توجه است . او نه تنها از ثبت رسمى وقايع دربارى در زمان خسرو اول سخن گفته بلكه دربارهء مجموعهء مدون ثبت وقايع اسلاف ساسانيان ، يعنى كتاب خوتاى - نامك يا كتاب سلاطين و فرمانروايان نيز مطالبى نوشته است . » « 261 » و همين كتاب است كه براى اولينبار ، به همت يك نفر ايرانى پاكنهاد و ايراندوست به نام ابن المقفع به زبان عربى ترجمه شده است .
علاوهبراين ، در آثار نويسندگان لاتينى و يونانى اطلاعات فراوانى دربارهء امپراتورى ساسانى محفوظ مانده است ؛ ازجمله آمين مارسلون ، كه در لشكركشى ژولين در سال 363 شركت داشت ، مطالب جالبى دربارهء اوضاع آن دوره نوشته است . از آثار « تئودوريت » ، سقراط و « اوكراى » و پروكوپ قيصرى ، كه تاريخ جنگهاى روميان و ايرانيان را نوشتهاند ، مطالب جالبى از تاريخ اين دوره به دست مىآيد . آثارى كه از منابع ارمنى به دست ما رسيده است نيز در روشن كردن تاريخ عهد ساسانيان بسيار مؤثر است ؛ چه تاريخ ايران عهد ساسانى با ملت ارمنستان پيوند و نزديكى فراوان دارد . از ميان آثار فراوانى كه از مورخان و نويسندگان ارمنى باقى مانده است ، تاريخ « موسى خورنى » ( قرن پنجم ميلادى ) اهميت و ارزش بيشترى دارد .
علاوهبراين ، آثار مورخان سوريه ، كه در دو كشور ايران و روم هردو سكونت داشتند ، حاوى مطالب مهمى است و به روشن كردن تاريخ ايران كمك مىكند . از آنچه گذشت نتيجه مىگيريم كه :
جامعهء ايرانى در طول تاريخ چند هزار سالهء خود ، از اشكال و سازمانهاى اجتماعى مختلفى نظير زندگى ابتدايى و اشتراكى اوليه و نظام دودمانى و سازمان فئودالى گذشته و اكنون در آستانهء نظام سرمايهدارى قرار دارد . اين سير تكاملى از زندگى ابتدايى اوليه تا نظام سرمايه - دارى در ايران و اروپا و بطور كلى در شرق و غرب كاملا يكسان و هماهنگ نيست . اگر نظام بردگى و فئوداليسم را در ايران با كشورهاى اروپايى مقايسه كنيم ، به احتمال قوى ، وجوه
هامش
( 261 ) . فردوسى و شاهنامه ، پيشين ، ص 20 به بعد ( به اختصار ) .