پس از استقرار خلافت عباسى و نفوذ ايرانيان در دستگاه حكومت ، بتدريج ، خلفا در شؤون مختلف از سلاطين ساسانى تقليد كرده و روش سادهء قديم را فراموش كردند . خلفاى عباسى ، به تقليد ساسانيان ، بين خود و ندما پردهاى كشيدند كه 20 ذرع از آنها فاصله داشت .
خليفه به هرنغمهاى كه علاقه داشت به حاجب يعنى پردهدار مىگفت ، و او به خنياگران دستور مىداد . جاحظ مىگويد :
از اسحاق بن ابراهيم پرسيدم كه « آيا خلفاى بنى اميه با نديمان و مغنيان خود بدون پرده مىنشستند ؟ » در پاسخ من گفت : « معاويه و مروان و عبد الملك و وليد و سليمان و هشام در پس پرده مىنشستند و به غناء موسيقى گوش مىدادند و هروقت به نشاط مىآمدند كسى از حركات آنها باخبر نمىشد . » گفتم : « خلفاى بنى عباس چطور ؟ » گفت : « ابو العباس سفاح در سال اول خلافت بدون پرده با نديمان مىنشست ، ليكن پس از يك سال به اشارهء يكى از نزديكان پس پرده نشستن را معمول كرد . از خصوصيت او اينكه صله و جايزهء مغنى را به نقد ادا - مىكرد و مىگفت اين اشخاص ما را به نقد مسرور مىسازند روا نيست كه پاداش آنها را به نسيه بدهيم . »
ديگر از بزرگان فن موسيقى در عصر ساسانيان ، فهلبد و ريذك خوشآرزو است . اين شخص در چنگ زدن و بربط و تنبور و كنار و هرگونه سرود و چكامه دست داشته و نيز در پا بازى ، يعنى رقص ، استاد بوده است .
اعياد باستانى ايران
قدمت اعياد و جشنهاى باستانى ايران بطور صريح معلوم نيست .
ظاهرا از عهد ساسانيان جشنهاى سالانهاى در ميهن ما معمول بود كه بيشتر مربوط به امور دهقانى بوده و هريك از آنها يادگار يكى از وقايع تاريخى يا پهلوانى عهد قديم بهشمار مىرفته است .
در اين اعياد ، مخصوصا در عيد نوروز و مهرگان ، ضمن اجراى تشريفات مذهبى ، مردم به خوشى و شادمانى مشغول مىشدند و با نواختن آهنگهاى نوروز بزرگ و نوروز كيقباد و نوروز خردك و ساز نوروز و باد نوروز و غيره و خواندن آوازها ، جشنى بزرگ برپا مىكردند .
عيد نوروز
از دورهء ساسانيان كلمهء نوروز متداول شده است و تنها عيدى است كه از ديرباز تاكنون مورد علاقه و استقبال مردم بوده است .
عيد نوروز كه آن را « نوكروز » مىگفتند ، مدت شش روز متوالى دوام داشت . در اين مدت ، زحمتكشان دست از كار مىكشيدند و به شادى و طرب مىپرداختند . در روز اول ، مالياتهاى وصول شده را نزد شاه مىآوردند . شاه به عزل و نصب حكام مىپرداخت و سكه مىزد ، و آتشكدهها را پاك و طاهر مىكردند و هركس خانه و كاشانهء خود را آراسته مىنمود . مردم صبح زود ، برمىخاستند و به كنار نهرها و قناتها مىرفتند و پس از شستشو ، به يكديگر آب مىپاشيدند و شيرينى تعارف مىكردند و صبحگاهان ، قبل از آنكه كلامى ادا كنند ، شكر مى - خوردند و براى حفظ سلامتى به بدن روغن مىماليدند . اغلب شعرا و مورخين راجع به اين عيد و مراسم آن مطالبى ذكر كردهاند و اغلب تصور مىكنند كه از قديم اين عيد به روز اول