تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 760

مساهمون:

ص٧٦٠
مىكردند . در آتشكدهء فيروزآباد و در كاخ فيروزآباد و بناى قصرشيرين و نظاير آنها به ديوارهاى كلفت سنگى برمىخوريم كه بر روى آنها طاق ضربى مىزدند . در كاخ اردشير كه در بيرون شهر فيروزآباد ساخته شده ، عرض سراسر بنا 56 متر و طول آن در حدود 102 متر است . ايوانى كه در جهت شرقى ساختمان ساخته بودند طاقى ضربى به پهناى 13 متر و سى سانتيمتر داشته است . در كاوشهايى كه اخيرا به همت دكتر گيرشمن صورت گرفته ، مرمرهاى رنگين پيدا شده . اين آثار نشان مىدهد كه هزاره‌هاى بنا را با مرمرهاى رنگين مىپوشانيدند . علاوه‌براين ، در گچبريها ، علاوه بر شاخ و برگ و گل ، اشكال جانوران و نقش سلاطين ديده مىشود . مهمترين خاصيت معمارى ايران در زمان ساسانى ، همان گنبدهاى بسيار باشكوه و بلند است و آن طاقهاى سر به فلك افراشته كه نمونه‌اى از آن در خرابه‌هاى تيسفون ( پس از آنكه بيش از 1400 سال از ساختمان آن مىگذرد ) هنوز نمايش عجيبى دارد . تفاوت فاحشى كه معمارى ايران در آن زمان با معمارى رومى و بيزانسى آن عصر دارد ، اين است كه ايرانيان با مهارتى خاص مىتوانستند گنبدى رفيع را روى چهار جرز بسازند ، ولى روميان تنها مىتوانستند گنبد را روى ساختمان گرد يا هشت گوش بزنند . از دورهء ساسانى ، در رشتهء سنگتراشى نيز آثارى به يادگار مانده كه بسيار گيرنده و جالب است ولى از جهت طراوت و صيقل دادن و نمودن خطوط و نقوش به پايهء عهد هخامنشى نمىرسد . سلاطين ساسانى غالبا در دامنه‌هاى كوه ، هرجا مناسب بوده ، صحنه‌اى از فعاليتهاى نظامى خود را نشان داده‌اند ؛ چنان كه در نقش رستم غلبهء شاهپور بر والرين امپراتور روم نشان داده شده . سنگتراشيهاى طاق بستان نزديك كرمانشاه ، دقيقترين و جالب‌ترين آثار سنگتراشى دورهء ساسانى است . مختصات صنعتى و هنرى عصر ساسانى ، قرنها پس از نهضت اسلامى در ايران و ممالك خاورميانه باقى مانده و سبك ساختمان آتشكده‌ها ، در مسجدهاى ايران به كار رفت ؛ بطورى كه بايد گفت : معمارى اسلام دنبالهء معمارى عصر ساسانى است . از نظر تاريخ هنر ، ميراث ايران براى دنياى بيزانس داراى اهميت فوق العاده است و حتى مىتوان از خود پرسيد كه اگر تأثير نفوذ ايران در روزگار قديم نبود آيا سبك معمارى روم شرقى كه آنطور پيشرفت و ترقى كرد ، هرگز صورت خارجى به خود مىگرفت ؟ پارچه‌هاى بيزانس و در دوره‌هاى بعد ، سفال و كاشىسازى آن ، در طى دوره‌هاى مقطع ولى طولانى ، تقريبا به كلى رنگ و بوى ايرانى دارد . حجارى بيزانس تحت اين تأثير درآمد ، و منبت‌كارى روى عاج و نيز فلزكاريهاى روم شرقى گاه‌وبيگاه آثار نفوذ ايران را مىرساند . تاريخ فرهنگ نيز نظير همين ارتباط را نشان مىدهد و هرچه بيشتر از شرايط اجتماعى زندگى در دنياى روم شرقى و ايران باخبر شويم ، بيش‌ازپيش ، متوجه نفوذ ايران در اين زمينه خواهيم