تمام شود ؟ » گفت : « به تواضع بىتوقع و سخاوت بىمنت و خدمت بىطلب مكافات . » گفتم : « چيست كه ديگرى از آن مستغنى نيست ؟ » گفت : « سه چيز : خردمندان را مشاورت با دانايان ؛ و مرد حرب را ، اگرچه نيرومند بود از حيلت و بازى ؛ و زاهد را ، اگرچه پرهيزكار بود ، از عبادت . » گفتم : « چيست كه مردمان او را بدان دوست دارند ؟ » گفت : « سه چيز : در معامله ، ستم ناكردن و دروغ ناگفتن و به زبان ، كسى را نرنجانيدن . » گفتم : « اگر علم آموزم ، چه يابم ؟ » گفت : « اگر خرد باشى بزرگ و نامدار گردى ، اگر مفلس باشى توانگر گردى و اگر معروف باشى معروفتر گردى . » گفتم : « مال از بهرچه باشد ؟ » گفت : « تا حقهاى مردم از گردن خويش بگزارى و ذخيره از براى پدر و مادر بفرستى و توشهء عقبى از بهر خود بردارى و دشمن را دوست گردانى و با دوست و دشمن مواسا كنى . » گفتم : « هيچ باشد كه نخورند و تن را سود دارد ؟ » گفت : « صحبت نيكان و ديدار يار و جامهء نرم و حمام معتدل و بوى خوش . » « 253 »
هنر ساسانى
هنر ساسانى ريشهاى كهن دارد و در دوران رونق و شكفتگى خود ، در هنرهاى اقوام مجاور نفوذ كرده و آثارى از خود به يادگار گذاشته است . حتى معماران و طراحان بيزانسى نيز از هنر ساسانى الهام گرفتهاند .
ايران مانند پلى تمدنهاى قديمى آسياى غربى را به ممالك متمدن آسياى مركزى منتقل نمود . در اين دوره غير از مبادلات اقتصادى ، فرهنگى و هنرى گرانبهايى كه بين ايران و هند صورت گرفته است ، ظاهرا هنديان با كمك و وساطت ايرانيان به منابع فرهنگى يونانيان در رشتهء پزشكى ، نجوم ، هندسه و منطق آشنا شدهاند .
بيشابور تالار بزرگ كاخ ساسانى
در آثار هنرى متنوعى كه از آن دوره به دست آمده ، ظرفهاى نقره بيش از هرچيز جلب توجه مىكند . اين ظرفها كه اكثر ، نقره و نقوش و تصاوير آن از طلاست ، بيشتر نمونههاى آن در جنوب روسيه به دست آمده و در موزهء ارميتاژ لنينگراد نمونههاى بسيارى از آن موجود است . دولت شوروى در سال 1313 هنگام جشن هزارهء فردوسى 15 قطعه از آنها را به دولت ايران ارمغان داد و اكنون در موزهء ايران باستان موجود است . روى قابهاى نقرهاى اين دوره كه قسمتى از آنها مطلاست ، صورت سلاطين و نقش قوچ ، گورخر ، آهو ، و گوزن و شير و غيره در حال شكار شدن ديده مىشود . علاوهبراين ، گلدانهاى متعدد دستهدار ، كاسهها ، پيهسوزها ، جامها و قابهاى نقرهاى گوناگون متعلق به اين عهد در موزههاى مهم جهان موجود است .
هامش
( 253 ) . ترجمه از پهلوى ، نقل از كريستومائى شفر .