و موقعيت قديم خود را از دست داد . سست شدن عقايد عمومى دربارهء صحت و اصالت مندرجات اوستا به نفوذ دين اسلام در بين ايرانيان كمك كرد .
روحانيان زردشتى پس از سقوط حكومت ساسانيان براى حفظ دين خود از زوال قطعى ، در مقام اصلاح آن برآمدند . عقيده به زروان و اساطير كودكانهء مربوط به آن را حذف - كردند . نظرياتى كه راجع به تكوين جهان و پرستش خورشيد و مقام مهر داشتند ، تغيير دادند و اين شريعت اصلاح شده را چنان وانمود كردند كه از ديرباز بين ايرانيان برقرار بوده است . به اين ترتيب و با اصلاحاتى كه به عمل آمد ، دين زردشت با سلاحهاى استدلال جديد مجهز گرديد و بيشازپيش در مقابل ساير اديان ، آمادهء دفاع شد .
از پندنامهء منسوب به بزرگمهر ، وزير انوشيروان ، كه يكى از پندنامههاى پهلوى است مىتوان تا حدى به سير افكار و انديشهها و معتقدات و خلقيات مردم آن دوران پىبرد . . . و اينك چند اندرز برگزيده از اين پندنامه :
براى مردمان از هنرها چه بهتر ؟ دانايى و خرد .
گوهر كدام به ؟ فروتنى و چربآوازى ( زبانى ) .
خوى چه به ؟ سازش و آشتىخواهى .
مردمانى كه اندر گيتىاند از چه بيشتر بايد انديشند ؟ از زمانهء بد و كنش بد و دولت فريبكار و فرمانرواى بيدين ناآموزگار .
دوست كدام به ؟ آنكه فريادرستر و اندر سخن يارتر .
دوست كه بيش ؟ آنكه فروتنتر و بردبارتر و چربزبانتر .
دشمن كه بيش ؟ برمنشان ( متكبران ) . . . خردهبينان و درشتآوازان .
فضيلت در معرفت است زيرا كه خرد و دانش منشأ صفات حسنهء بشرند .
بايد مالى را كه از راه نيكو و كار شريف به چنگ آمده است به مستحقان انفاق كرد .
حياتى كه با اعمال نيكو زينت يافته باشد با بهجت و آسايش به فرجام خواهد رسيد .
مردى كه در كارها كوشا و دقيق است غريق افتخارات مىشود .
كسى كه آرزوهاى نفس را به قوهء عزت نفس مىكشد و خشم را با صبر ، و حسد را با بيم ، و زشتنامى و شهوت را با خرسندى ، و خوى جنگجويى را با انصاف و عدالت فرومىنشاند ، سزاوار تمجيد است . « 251 »
« از پندنامهء آذرپاد ماراسپند :
محسن عادل است و مىداند كه اجراى تنبيه و سياست جايز نيست ، مگر آنگاه كه حقيقت جرم ثابت شده باشد .
هر روز بامداد زود بايد برخاست و به كار روزانه پرداخت .
هامش
( 251 ) . دكتر ماهيار نوابى ، ( مقاله ) پيشين .