تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 754

مساهمون:

ص٧٥٤
و موقعيت قديم خود را از دست داد . سست شدن عقايد عمومى دربارهء صحت و اصالت مندرجات اوستا به نفوذ دين اسلام در بين ايرانيان كمك كرد . روحانيان زردشتى پس از سقوط حكومت ساسانيان براى حفظ دين خود از زوال قطعى ، در مقام اصلاح آن برآمدند . عقيده به زروان و اساطير كودكانهء مربوط به آن را حذف - كردند . نظرياتى كه راجع به تكوين جهان و پرستش خورشيد و مقام مهر داشتند ، تغيير دادند و اين شريعت اصلاح شده را چنان وانمود كردند كه از ديرباز بين ايرانيان برقرار بوده است . به اين ترتيب و با اصلاحاتى كه به عمل آمد ، دين زردشت با سلاحهاى استدلال جديد مجهز گرديد و بيش‌ازپيش در مقابل ساير اديان ، آمادهء دفاع شد . از پندنامهء منسوب به بزرگمهر ، وزير انوشيروان ، كه يكى از پندنامه‌هاى پهلوى است مىتوان تا حدى به سير افكار و انديشه‌ها و معتقدات و خلقيات مردم آن دوران پىبرد . . . و اينك چند اندرز برگزيده از اين پندنامه : براى مردمان از هنرها چه بهتر ؟ دانايى و خرد . گوهر كدام به ؟ فروتنى و چرب‌آوازى ( زبانى ) . خوى چه به ؟ سازش و آشتىخواهى . مردمانى كه اندر گيتىاند از چه بيشتر بايد انديشند ؟ از زمانهء بد و كنش بد و دولت فريبكار و فرمانرواى بيدين ناآموزگار . دوست كدام به ؟ آنكه فريادرس‌تر و اندر سخن يارتر . دوست كه بيش ؟ آنكه فروتن‌تر و بردبارتر و چرب‌زبان‌تر . دشمن كه بيش ؟ برمنشان ( متكبران ) . . . خرده‌بينان و درشت‌آوازان . فضيلت در معرفت است زيرا كه خرد و دانش منشأ صفات حسنهء بشرند . بايد مالى را كه از راه نيكو و كار شريف به چنگ آمده است به مستحقان انفاق كرد . حياتى كه با اعمال نيكو زينت يافته باشد با بهجت و آسايش به فرجام خواهد رسيد . مردى كه در كارها كوشا و دقيق است غريق افتخارات مىشود . كسى كه آرزوهاى نفس را به قوهء عزت نفس مىكشد و خشم را با صبر ، و حسد را با بيم ، و زشت‌نامى و شهوت را با خرسندى ، و خوى جنگجويى را با انصاف و عدالت فرومىنشاند ، سزاوار تمجيد است . « 251 » « از پندنامهء آذرپاد ماراسپند : محسن عادل است و مىداند كه اجراى تنبيه و سياست جايز نيست ، مگر آنگاه كه حقيقت جرم ثابت شده باشد . هر روز بامداد زود بايد برخاست و به كار روزانه پرداخت .
هامش
( 251 ) . دكتر ماهيار نوابى ، ( مقاله ) پيشين .