تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 750

مساهمون:

ص٧٥٠
تفكرات علمى و فلسفى قشرهاى مترقى و پيشرفتهء مردم آن دوران پىبرد . خسرو اول به اقتضاى زمان ، به اديان و مذاهب و مكاتب فلسفى تا حدى آزادى داد . عيسويان در اقامهء مراسم مذهبى آزادى يافتند و عده‌اى از كارشناسان و علماى عيسوى در مؤسسات عام المنفعه به كار گماشته شدند . جمعى از پژوهندگان به ترجمه و انتشار آثار علمى و فلسفى يونان و هند مشغول شدند . يك نفر عيسوى ايرانى موسوم به پولوس پرسار « 243 » ( پولص ) . . . مختصرى از منطق ارسطو را براى شاه به زبان سريانى ترجمه كرد . وى عقايد مختلفى را كه راجع به خدا و عالم هست ، به طريق ذيل بيان نموده است : بعضى به يك خدا قائلند و برخى به خدايان بسيار عقيده دارند . جماعتى گويند خدا صفات متضاد دارد و برخى منكر آن صفات در خدا هستند . جمعى معتقدند كه خدا بر همه چيز قادر است و گروهى انكار مىكنند كه بر همه چيز قادر باشد . جماعتى گويند دنيا و مافيها را او آفريده و بعضى انكار مىكنند كه او خالق تمام چيزها باشد . برخى معتقد به حدوث و گروهى معتقد به قدم عالمند . . . « 244 » اورانيوس « 245 » طبيب و حكيم سريانى معلم فلسفهء انوشيروان بود . . . او گويد انوشيروان موبدان را جمع مىكرد تا در تكوين جهان و نظاير آن معنى بحث كنند ؛ مثلا : آيا عالم نامتناهى و ابدى است ، آيا جهان را علتى يگانه است و مانند اينها . پس از آنكه مدرسهء فلسفهء آتن به سال 529 ميلادى به حكم قيصر روم بسته شد ، چنان كه گفتيم هفت تن از فيلسوفان به تيسفون آمدند و مورد محبت شاه ايران قرار گرفتند . اين متفكرين كه ايران را محيطى آزاد و آباد تصور مىكردند پس از آنكه به سرزمين ايران آمدند از كردهء خود نادم شدند « . . . ولى خسرو نسبت به اين حكما كمال علاقه و محبت خود را نشان داد و به حمايت آنان برخاست و در عهدنامه‌اى كه با قيصر روم بست ، شرط كرد كه اين فضلا را از بازگشت به وطن خويش منع نكنند . » « 246 » به اين ترتيب در دورهء ساسانيان بوسيلهء مانويان و مزدكيان افكار و نظريات مذهبى و اجتماعى جديدى در بين مردم پراكنده شد و در عصر اردشير و شاپور و خسرو اول با ترجمهء آثار فكرى يونانيان و ديگر ملل ، مردم تا حدى به فرهنگ و جهان‌بينى يونانى و رومى آشنا شدند و محصول تمدن هندى نيز با ترجمهء كتب دانشمندان آن سرزمين در بين مردم منتشر گرديد . بازى شطرنج از هند به ايران آمد و كتاب گرانبها و پرارج كليله و دمنه به همت برزويهء طبيب از اصل سانسكريت به پهلوى ترجمه شد و در دسترس ايرانيان قرار گرفت و بعدها ابن المقفع اين شاهكار بشرى را به زبان عربى درآورد ( و ترجمهء حال برزويه را به قلم
هامش
( 243 ) .Paulus Persa( 244 و 246 ) . ايران در زمان ساسانيان ، پيشين ، ص 449 و 450 . .Uranios