علاوهبراين در ادبيات مزديسنا به مطالبى برمىخوريم كه رنگ و بوى فلسفى دارد ، مثلا در گاتها كه تاريخ تدوين آن دقيقا معلوم نيست ، چنين مىخوانيم :
از تو مىپرسم اى اهورا ، براستى مرا از آن آگاه فرما ، كيست آن كسى كه در روز نخست از آفرينش خويش پدر راستى گرديد ؟ كيست آن كسى كه به خورشيد و ستاره راه سير بنمود ؟ كيست آن كسى كه ماه از او گهى پر است و گهى تهى ؟ اى مزدا ، اين و بسا چيزهاى ديگر را مىخواهم بدانم ؟
از تو مىپرسم اى اهورا براستى مرا از آن آگاه فرما .
كيست آفرينندهء روشنايى سودبخش و تاريكى ، كيست آفرينندهء خواب خوشىبخش و بيدارى ، كيست آفرينندهء بامداد و نيمروز . . . « 239 »
بطورى كه از مندرجات اندرز يوتكيشان ، يعنى نخستين دينداران ، برمىآيد در ايران باستان فرزندان را تا قبل از 15 سالگى به تفكر و مطالعه در پيرامون جهان و وظايف و تكاليف آدمى برمىانگيختند . اينك جملهاى چند از اين متن را نقل مىكنيم :
هر مردم كه به داد ( يعنى به سن ) پانزدهساله رسيد پس او را اين چندين چيز ببايد دانستن كه : كيم ؟ و خويش كيم و از كجا آمدم و باز به كجا شوم ؟ . . . از مينو آمدم يا به گيتى بودم ؟ خويش هرمزدم يا اهريمن ؟ خويش يزدانم يا ديوان ؟
خويش بهانم يا بدان ؟ مردمم يا ديو ؟ راه چند و دينم كدام ؟ و چيم سود و چيم زيان ؟ و كيم دوست و كيم دشمن . . .
سپس چنين پاسخ مىدهد :
. . . به بيگمانى سزد دانستن كه از مينو آمدم نه به گيتى بودم ، آفريده هستم نه بود . خويش هرمزدم نه اهريمن . . . پدر و مادر فرزند خويش را بايد اين چند كار و كرفه پيش از 15 سال بياموختن ، و چون اين چند بياموزند ، هركار و كرفه كه فرزند كند ، پدر و مادر را بود و چونش نياموزند هرگناه كه فرزند به نابخردى كند ، همه پدر و مادر را بود .
« آز به خرسندى و خشم به سروش و رشك به نيكچشمى و نياز به كمخواهى و جنگ به آشتى و دروغ به راستى بزنيد . تا مىتوانيد بدان را به فرمانروايى مستاييد ، چه از ستايش نابجا ، بدى به تن ( اندر ) شود و بهى راه خويش گيرد . » « 240 »
قطع نظر از متون مذهبى در ايران ، از عهد ساسانيان به همت دانشمندان سريانى ، كتب علمى و فلسفى شرق و غرب به زبان آرامى و پهلوى ترجمه و در شهر رها و نصيبين و غيره مراكز علمى و تحقيقى تأسيس شد ، و اندكاندك گلچينى از علوم و انديشههاى گوناگون به ايران راه يافت . از دورهء اردشير بابكان و شاپور تلاشهايى در راه ترجمه و انتقال علوم و
هامش
( 239 ) . گاتها پيشين ، ص 71 .
( 240 ) . دكتر ماهيار نوابى ، ( مقاله ) در مجلهء دانشكدهء ادبيات تبريز ، شمارهء 4 ، سال 12 ، ص 139 به نقل از :
تمدن ساسانى ، پيشين .