تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 745

مساهمون:

ص٧٤٥
دومين اثر بزرگ دربار ساسانى يعنى آيين نامك - كه مسعودى مورخ عرب مىگويد هزارها صفحه بوده است و آن هم توسط ابن المقفع به عربى ترجمه شده بود و مانند گاهنامك دستخوش نابودى گرديد و فقط گاهى از آن مطلبى نقل شده است - مكمل روزنامهء رسمى دربار بوده و در آن جزئيات نظامنامه‌ها و مقررات شاهنشاهى را درج كرده بودند ، و در ضمن اين مقررات ، ضمايمى هم در باب لشكركشى ، تيراندازى ، پيشگويى و فنون نجيبانهء ديگر داشته است . در اين بخش خاص ، موسوم به گاهنامك ، سلسله مراتب 600 نفر از اشراف ذكر شده است . هرچند از دست رفتن اين تأليف عظيم كه نفوذ آن در يك سلسله كتابهاى فارسى و عربى كاملا مشهود مىباشد ، اسباب تأسف است ، خوشبختانه در تنسرنامه نشانه‌هايى از سبك و اختصاصات اين كتاب موجود است . . . مسعودى مورخ چنين مىگويد كه به سال 915 در تيسفون در خانهء يكى از اعيان ايرانى ، كتابى عظيم ديدم كه حاوى بسيارى از علوم ايران ، تاريخ پادشاهان آن سامان ، ساختمانها و شرح تأسيسات سياسى بود . در اين كتاب صورت 27 نفر از شاهنشاهان ساسانى كه 25 مرد و دو زن بودند نقاشى شده بود . . . در همين كتاب طرز رفتار هريك از شاهان ، هم در برابر صاحب‌منصبان خويش و هم در برابر رعايا و نيز وقايع و پيش‌آمدهاى مهم دورهء سلطنت او شرح داده شده بود . تاريخ كتاب سال 731 م . از روى منابعى كه در خزينهء شاهى بود ، تنظيم گرديده و براى خليفه « هشام » از فارسى ( پهلوى ) به عربى ترجمه شده است . براى نخستين‌بار گوتشميد حدس زد كه اين كتاب بسيار جالب بايد همان تاگ‌نامك باشد كه فقط به اسم معروف بوده است . مستشرقين ديگر مانند اينوسترانتسف « 233 » ، شدر « 234 » و كريستنسن نيز نظر گوت‌شميد را تأييد كردند . بيشك نام اين كتاب را مؤلف كتاب عربى موسوم به كتاب التاج كه شايد جاحظ باشد اقتباس كرده است ، گذشته از اين آثار ، كه مىتوان آنها را كم‌وبيش راهنماى دربار شاهنشاهى دانست ، در ايران قديم عده‌اى از افسانه‌هاى تاريخى نيز موجود بود كه ازجمله كتاب كارنامك اردشير بابكان است كه بعد از ساسانيان تأليف شده و پروفسور براون قسمتى از آنها را با قسمتهاى مشابه آن در شاهنامهء فردوسى مقايسه كرده است . و ديگر شرح تأسيس و ايجاد شهرها و انواع تأليفات كوچك در باب رسوم و اخلاقيات زمان است ، كه معروف به ادبيات « اندرز » و پاره‌اى از آنها به‌جاى مانده است . اين ادبيات « اندرز » كه معروفترين نمونهء آن پندنامك وزرگمهر ( پندنامهء بوزرجمهر وزير دانشمند انوشيروان ) است يكى از محصولات خاص نبوغ ايرانى است كه در ادبيات اسلامى دوره‌هاى بعد تأثير بسزايى كرد ، و گذشته از اشعار و ادبيات بيشمارى كه از قرن دهم ميلادى تا امروز براساس پندنامه سروده شده بسيارى از كتب اخلاقى از قابوسنامه گرفته ، تا گلستان سعدى تا حد زيادى از اين پندنامه سرمشق گرفته‌اند . » « 235 » در ديباچهء كتاب عهد اردشير ضمن انتقاد و بررسى كارهاى نيك و بد اردشير چنين مىخوانيم : « . . . از كارهاى بد اردشير ، كه نمىتوان از آن گذشت ، حذف بيشتر رويدادهاى شهريارى چهارصد و هفتاد و پنج سالهء خاندان اشكانى از سالنامه‌هاى رسمى كشور است و مختصر كردن
هامش
( 233 ) .Lnostrantzev( 234 ) .Schaeder( 235 ) . ميراث ايران ، پيشين ، ص 323 به بعد ( به اختصار ) .