در كيفر گناهان شتاب مكن .
با مرد نجيب و كارآگاه و زيرك دوستى و آميزش كن .
هنگام نبرد بينديش كه بار گران با تو نباشد .
با مرد ياوهگوى راز خود آشكار مكن .
مرد دانا را گرامى دار و از وى سخن بپرس و سخنش بشنو .
به هيچكس دروغ مگوى .
از بيشرمان وام و خواسته مگير .
نه به راست و نه به دروغ سوگند مخور .
به دلخواه خود زنى اختيار كن .
اگر خواسته دارى آب و زمين بخر ، چه اگر بر ندهد خود باقى باشد .
مردم را به زبان ميازار .
با خواسته و دارايى خود ، هرچه توانى رادى و جوانمردى كن .
مردم را مفريب .
جز از خويشاوندان و دوستان وام مگير .
شرمگين زن اگر با تو دوست بود وى را ، به زنى ، بر زيرك مرد دانا ده ، چه زيرك و دانا مرد همانا چنان چون زمين نيكوست كه تخم بر وى پراكنى و گونهگونه خواربار از وى برآيد .
آشكاره گوى و صريح باش و جز به انديشه سخن مگوى .
مرد خوب و درستكار را ، اگرچه درويش باشد ، به دامادى بگير .
مرد آبرومند را زندانى مكن و جوان بدكار را زندانبانى مفرماى .
پسر خود را در برنايى به دبيرستان فرست .
هنگام سخن تأمل كن . بسى سخنها كه نبايد گفت و بسى گفتنيها كه نبايد نهفت .
مرد راستگوى به پيامبرى فرست .
فروتن باش كه بسيار دوست شوى ، بسيار دوست باش كه نيكنام شوى ، نيكنام باش كه خوشزيست شوى .
زن كسان مفريب .
با خشم و كين ، روان خود تباه مساز .
به خواسته و مال دنيا گستاخ مباش .
فرمانبردار پدر و مادر خويش باش ، تا پدر و مادر زندهاند ، مرد چون شيرى در بيشه است و او را كه پدر و مادر نيست چون زن بيوه است .
دخت خود را به زيرك و دانامرد ده ، چه زيرك و دانامرد چون زمين نيكوست .
اگر خواهى از كسى دشنام نشنوى به كس دشنام مده .
شبخيز باش كه كامروا باشى .
زن بكر و جوان به زنى بگير .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 738
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٧٣٨