اين كشورها ، چنان كه ضمن مطالعه در احوال اجتماعى آنان ديديم ، خداپرستان و منكران وجود خدا ، ايدهآليستها و ماترياليستها و پيروان ديگر مكاتب فلسفى ، با آزادى ، انديشهها و افكار خود را به مردم اعلام و با اظهار نظريات و عقايد گوناگون ، به رشد علوم و افكار كمك مىكردند . براى آنكه خوانندگان از راه مقايسه ، بهتر به اوضاع اجتماعى و سير تفكر در ايران باستان آشنا شوند ، با نهايت اختصار ، نظرى كلى به انديشههاى فلسفى و اجتماعى ملل بزرگ باستانى مىافكنيم . تقريبا در همان ايامى كه زرتشت ( در حدود قرن هفتم قبل از ميلاد ) در ايران با تبليغ مذهبى مثبت ، مردم را به كاروكوشش و فعاليتهاى اقتصادى دعوت مىكرد و انديشهء نيك ، گفتار نيك و كردار نيك را شرط موفقيت و رستگارى مىشمرد و با قربانى كردن ، روزه گرفتن و انزوا و رهبانيت ، به سختى مبارزه مىكرد « 213 » ،
در هندوستان پيروان مكاتب مختلف فلسفى يعنى شكاكان ، ايدهآليستها ، زنديقها ، سوفسطاييان و ملحدين با آزادى تمام در خيابانها و ميدانهاى عمومى ، عقايد خود را براى مردم تشريح مىكردند و هيچكس سد و مانعى در برابر آزادى فكر و انديشهء مردم ايجاد نمىكرد ؛ ازجمله چارواكاس يكى از متفكران هندى مىگفت ، آنچه بوسيلهء حواس ديده نمىشود وجود ندارد ؛ نيروهاى ما فوق الطبيعه در كارهاى جهان كمترين مداخلهاى ندارند ؛ تمام نمودها طبيعى است ؛ فقط سادهلوحان به اجنه و ارواح و خدايان عقيده دارند ؛ و عقل چيزى جز مادهء متفكر نيست . همچنين بودا ( متولد در 563 قبل از ميلاد ) نيز مرد متفكر و خيرانديشى بود كه هرگز دعوى پيغمبرى و ادعاى وحى و الهام نمىكرد . او نيز مانند زرتشت و كنفوسيوس با اوهام و خرافات و الهيات و رسم قربانى كردن حيوانات و رياضتها و عبادتها بشدت مخالفت مىكرد و مردم را به روشنبينى و نيكوكارى دعوت مىكرد . يكبار خطاب به برهمنى كه مىخواست با غسل در « گايا » از گناهان پاك شود ، گفت : اى برهمن ، غسلت را در همينجا بكن ، آرى در همينجا نسبت به جميع موجودات مهربان باش . اگر تو دروغ نگويى ، كسى را از حيات محروف نكنى ، و چيزى را كه به تو تعلق ندارد نستانى ، هرآبى براى تو گايا خواهد بود . « 214 »
در سرزمين چين ، نيز متفكران با آزادى تمام عقايد خود را اظهار مىكردند ؛ از جمله كنفوسيوس ( متولد 551 ق . م . ) بدون اينكه ادعايى داشته باشد ، مىكوشيد تا پردهء اوهام و خرافات را از برابر چشمان مردم بردارد . او مردم را از خودخواهى و تصديق بلاتصور برحذر مىداشت و در حدود 5 قرن قبل از ميلاد مسيح با زرتشت همصدا شده و مىگفت : آنچه را به خود نمىپسندى به ديگران مپسند .
و بر خلاف مسيح مىگفت كه نبايد بدى را با نيكى پاسخ گفت بلكه مىگفت كه
هامش
( 213 ) . رجوع كنيد به : « زرتشت و اصلاحات مذهبى » ، در صفحات گذشته .
( 214 ) . تاريخ تمدن ( كتاب اول - بخش دوم ) ، پيشين ، ص 626 .