دانشگاه جنديشاپور در دورهء انوشيروان جانشين دار العلم اسكندريه گرديد و كتابهاى جالينوس در اينجا نيز مورد مطالعهء پژوهندگان قرارگرفت و مدرسان و دستياران ايشان بر همان اسلوب اسكندريه در جنديشاپور نيز عمل مىكردند .
انوشيروان پزشكى مسيحى را به نام « بذ » براى گردآورى گياهان طبى به هند فرستاد و وى كتابى دربارهء مطالعات خود نوشت . و نيز مىگويد انوشيروان پزشكى هندى را به ايران آورد تا علم طب را به روش هنديان تدريس كند . « 209 »
اوليرى در جاى ديگر مىنويسد :
رئيس آكادمى آتن ، داماسكيوس « 210 » ، چنان كه از نامش برمىآيد ، از مردم دمشق بود ولى در اسكندريه و آتن تربيت يافته بود . وى بدون بيم و هراس ، بسيارى از نظريات ارسطو را رد كرد و مطالبى گفت كه با معتقدات مسيحيان سازگارى نداشت . امپراتور روم از روش او و همفكرانش سخت ناراضى بود . اين عدم رضايت حكومت از طرز تفكر فيلسوفان سبب شد كه در سال 528 م . بسيارى از فلاسفه رنج و شكنجه ببينند و مدرسهء آتن بسته شود و موقوفات آن را مصادره كنند . هفت تن از استادان اين مدرسه ازجمله داماسكيوس از شغل خود بر كنار شدند و به ايران مهاجرت كردند ، و خسرو ساسانى ( انوشيروان ) كه نسبت به علم و فلسفهء يونانى توجه فراوان داشت ، مقدم آنان را گرامى شمرد . اين حكماى هفتگانه چنان مىپنداشتند كه در ايران دولتى مطابق كمال مطلوب و به فرماندهى پادشاهى فيلسوف خواهند يافت ولى به زودى به اشتباه خود پىبردند و دانستند كه استبداد شرقى از شدت و قساوت يوستينيانوس سختتر است و مصرانه درخواست كردند كه به آنان اجازهء بازگشت داده شود . خسرو كوشيد كه آنان را از مراجعت بازدارد ولى دراينباره پافشارى و خشونت نكرد . اين بازگشت به سال 533 م . صورتگرفت .
با اينكه مدرسهء آتن بسته شده بود ، فيلسوفانى كه در آن تربيت يافته بودند به تدريس خود ادامه مىدادند و ايشان و شاگردانشان آثار و كتبى از خود برجاى گذاشتند . « 211 »
اوليرى مىنويسد : « در زمان سلاطين ساسانى در ايران رسم چنان بود كه ستارگان را رصد مىكردند و اين رصدها را در جداولى ثبت مىكردند و شك نيست كه غرض از اين كار اعلام احكام نجومى بود . اين جداول منظما به عنوان . . . زيج شهريارى منتشر مىشد . فتح اعراب مانع تهيهء اين زيجها نشد ، و نيز در شكل آنها تغييرى پديد نيامد و در آنها تا مدت چند قرن همان زبان فارسى به كار مىرفت و زبان عربى جاى آن را نگرفت و حتى پس از تغيير زبان هم تاريخها را با گاهشمارى قديم ايرانى معين مىكردند ، نه به سال عربى اسلامى . رصدخانهاى در جنديشاپور وجود داشت و شك نيست كه در آن رصدخانه و رصدخانههاى ديگر ايران
هامش
( 209 ) . انتقال علوم يونانى به عالم اسلامى ، پيشين ، ص 108 .
( 210 ) .Damascius( 211 ) . انتقال علوم يونانى به عالم اسلامى ، ص 167 به بعد .