تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 728

مساهمون:

ص٧٢٨
درهاى روزى بر من گشاده گشت و صلات و مواهب پادشاهان به من متواتر شد ، و پيش از سفر هندوستان و پس‌ازآن ، انواع دوستكامى و نعمت ديدم و به‌جاه و مال از امثال و اقران بگذشتم . « 204 » درجاى ديگر مىگويد : در كتب طب چنين يافته مىشود كه آبى كه اصل آفرينش فرزندان است چون به رحم پيوندد ، با آب زن بياميزد ، تيره و غليظ ايستد و بادى آيد و آن را در حركت آرد تا همچون آب پنير گردد . پس مانند ماست شود ، آنگه اعضا قسمت پذيرد و روى پسر سوى پشت مادر و روى دختر سوى شكم باشد ، و دستها بر پيشانى و زنخ بر زانو ، و اطراف چنان فراهم و منقبض ، كه گويى در صره‌اى بستستى . نفس به حيلت مىزند . ازبرا و گرمى و گرانى شكم مادر و زير ، انواع تاريكى و تنگى ، چنان كه به شرح حاجت نيست . و چون مدت درنگ وى سپرى شود و هنگام وضع حمل و تولد فرزند باشد ، بادى بر رحم مسلط شود و قوت حركت در فرزند پيدا آيد تا سر سوى مخرج گرداند و از تنگى منفذ ، آن رنج بيند كه در هيچ شكنجه‌اى صورت نتوان كرد . و چون به زمين آيد ، اگر دست نرم و نعيم به دو رسد يا نسيمى خوش خنك بر او گذرد ، درد آن برابر پوست بازكردن باشد ، در حق بزرگان . « 205 » اين بود اطلاعات پراكنده و مختصرى كه معرف حدود علم طب در ايران قبل از اسلام است . برزويه پس از مراجعت از هند بازى شطرنج و كتابهاى سانسكريت مانند افسانهء بيدپاى و نوشته‌هاى پزشكى همراه خود آورد ، كه بعدها به زبان پهلوى ترجمه شده است . بطورى كه « القفطى » در اخبار العلماء باخبار الحكما نوشته است : ايرانيان در علوم پيشرفتهاى سريع كردند و روشهاى جديد براى معالجهء بيماريها و اصول تداوى به وجود آوردند تا جايى كه معالجات آنان بالاتر از معالجات يونانيان و هنديان شناخته شد . بعلاوه پزشكان جندىشاپور روشهاى علمى اقوام ديگر را مىپذيرفتند و آنها را با تجربيات و اكتشافات خود تلفيق مىكردند . براى حق طبابت مقرراتى وضع كردند و كارها و مطالعات علمى خود را يادداشت و ثبت مىكردند . . . « 206 »

مراكز علمى در عصر ساسانيان

« در عصر ساسانيان در سرزمين سوريه و نواحى غرب فرات آراميان ، كه از اقوام سامى آن حدود بودند ، زندگى مىكردند . مركز تجمع اين قوم دانشدوست در بلاد نصيبين ، رها ، آمد و قنسرين « 207 » بود . اين بلاد كه گذشته از مقام علمى ، ارزش اقتصادى و سوق الجيشى نيز داشتند ، غالبا بين ايرانيان و روميان دست‌به‌دست مىگشتند . پس از حملهء اسكندر و استقرار حكومت سلوكيان ،
هامش
( 204 ) . كليله و دمنه ، ترجمهء نصر الله بن عبد الحميد منشى ، تصحيح و توضيح مجتبى مينوى ، باب برزويهء طبيب . ( 205 ) . همان . ( 206 ) . تمدن ساسانى ، پيشين ، ص 114 . ( 207 ) .Kennesrin