تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 725

مساهمون:

ص٧٢٥
آويشن ، انقوزه ، اوراسنا ، اشترك ، بنگ ، روغن بادام شيرين ، زعفران ، زيتون سينه ، سداب ، سوسنبر ، شاه اسپرغم ، قطران ، كاسنى ، كندر ، كنجد ( روغن ) ، مورد و تعداد زيادى ميوه كه از آب و خود آنها استفاده مىكردند . در منابع زردشتى ، مكرر از گياه طبى هوم كه گلهايى زرد دارد ، گفتگو شده و دم كرده و عصارهء آن را براى درمان به كار مىبردند . اگر جراحى مىخواست اهميت و شايستگى معالجهء مزداپرستان را كسب كند ، ناگزير بود كه سه تن از كفار يا به ديگر سخن ، سه نفر از دوپرستان را جراحى كند . اگر از عهده بر - مىآمد ، مىتوانست مزداپرستان را دارو دهد و جراحى نمايد ، ولى اگر هرسه كافر را مىكشت ديگر حق پزشكى نداشت . براى بيهوشى از بنگ و شراب استفاده مىكردند . پس از حملهء اسكندر و استقرار حكومت پانصدسالهء اشكانيان ظاهرا طب ايرانى با طب يونانى درهم آميخت و دو كشور از تجارب پزشكى يكديگر سودها برده‌اند ؛ ولى از منابع تاريخى ناچيزى كه در دست داريم ، نمىتوان به سرگذشت علم طب و ديگر دانشهاى آن دوران پىبرد . در دورهء ساسانيان ، شاهنشاهان ساسانى دانشگاه و بيمارستان جنديشاپور را بنيان نهادند . اين بنگاه علمى در حقيقت ميراث دانش كهن ايران و يونان و اسكندريه و هند و انطاكيه و مرو بود و عده‌اى از دانشمندان ايرانى و سريانى در اين مركز بزرگ به تدريس اشتغال داشتند . ازآن‌گذشته ، چنان كه معروف است ، برزويهء طبيب به امر انوشيروان به هندوستان رفت و كتاب كليله و دمنه و شطرنج و بعضى گياهان طبى را با خود به دربار انوشيروان آورد . محتمل است چند طبيب هندى را نيز به ايران آورده باشد . ازجمله اطباى آن دوران « سرجيس رأس العينى » كه ترجمهء بسيارى از كتابهاى طبى سقراط و جالينوس را نموده و « تريبونوس » كه طبيب انتخابى انوشيروان بود و برزويه و « بيارق » بودند كه هركدام به كارى اشتغال داشتند . در دورهء انوشيروان ، كنگره يا مجلس مباحثه و مناظرهء طبى ، با شركت عده‌اى از اطباى بزرگ عصر ، زير نظر « جبرئيل » شروع به كاركرد و حاصل مطالعات و مباحثات خود را به صورت كتابى درآورد . به گفتهء فردوسى ، مشاوره در امور پزشكى در ايران باستان سابقه داشته است :
پزشكان فرزانه گرد آمدند * همه يك‌به‌يك داستانها زدند ز هر گونه نيرنگها ، ساختند * مرآن درد را باز نشناختند
در جنديشاپور ، خاندان « بختيشوع » از لحاظ خدمت به دانش طب ، مقام ممتازى داشتند . داروشناسى و داروسازى در اين دوره پيشرفت شايان كرد . « جرجانى » در كتاب ذخيرهء خوارزمشاهى و « انصارى » در كتاب اختيارات بديعى ، از نسخه‌ها و داروهاى آن دوره مطالبى ذكر كرده‌اند . چنان كه قبلا اشاره كرديم ، در دينكرت از پنج وسيلهء درمانى گفتگو شده است كه اول كلام مقدس ، دوم آتش ، سوم گياه و چهارم كارد ( مقصود جراحى است ) و پنجم داغ كردن