تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 720

مساهمون:

ص٧٢٠
به آرامى در تحت هدايت معنوى جاثليقان و اسقفان خود زيست كنند . بطورى كه اوليرى ، در كتاب انتقال علوم يونانى به عالم اسلامى ، متذكر شده است : « كليساى نسطورى در شرق با مسيحيت يونانى در امپراتورى روم فرق بسيار داشت . ظاهرا « بارسوما » ، يكى از پيشوايان كليساى نسطورى ، براىآنكه مسيحيت را با مذهب زردشت آشتى دهد و از وحشت و نگرانى سلاطين ساسانى بكاهد ، كليساى نسطورى را به رنگ ايرانى درآورد . بارسوما براى تأمين استقلال كليساى نسطورى ، نمازها و دعاهاى خاصى براى پيروان مسيحى خود فراهم كرد و براى آنكه از جدايى و افتراق كلى بين مسيحيت و آيين زرتشت بكاهد ، ازدواج را در بين مردان كليسا تشويق كرد . با اينكه در آغاز امر مقرر شده بود كه عمل ازدواج قبل از احراز مناصب دينى صورت گيرد ، بارسوما پس از چندى ، براى آنكه كليساى ايران را از كليساى روم كاملا متمايز سازد و موجبات خشنودى پادشاه را فراهم كند ، موافقت كرد كه اسقفها حتى پس از انتخاب هم مىتوانند همسرى براى خود برگزيند . به اين ترتيب از 482 تا آن زمان ، كه اين قوانين لغو شد ، كليساى ايرانى نسطورى كاملا رنگ ايرانى داشت و مسيحيان متعصب آن را شعبهء منحطى از مسيحيت مىشمردند . » « 190 » « مرگ بارسوما از ايرانى شدن كليساى نسطورى چيزى نكاست و شوراى دينى منعقد در سلوكيه به سال 499 رسما ازدواج جاثلقيها و اسقفها و كشيشها را مجاز شناخت . » « 191 »

سير دانش و تعليم و تربيت در عهد ساسانيان

از سير علوم و پايهء فرهنگ مردم ايران در اين دوره اطلاعات كافى نداريم . بدون شك ، اكثريت قاطع مردم ، يعنى طبقهء عظيم كشاورزان ، بيسواد بودند ، ولى به احتمال قوى ، دهقانان يا « دهگانان » كه طبقه‌اى ميانه حال و صاحب زمين بودند و مقام سرپرستى كشاورزان را به عهده داشتند ، به اقتضاى شغل ، مختصر سوادى داشتند و همين طبقه ، كه آزادگان نيز خوانده مىشدند ، مستقيما و بلاواسطه از روستاييان بهره‌كشى مىكردند و به حكم بصيرتى كه به اوضاع محلى داشتند به دولت ساسانيان در وصول مالياتها و گردآورى سربازان ، كمك شايان مىكردند . ظاهرا علوم و دانشهاى زمان ، بيشتر در انحصار مغان و پيشوايان مذهبى بوده . به عقيدهء « ا . ا . استاريكف » دانشمند شوروى ، « . . . مىتوان گفت كه در دورهء ساسانيان ، خاصه در دو سدهء آخر آن دوره ، ادبيات به نحو درخشانى راه ترقى و تكامل را پيموده است . از آن زمان ، گذشته از يادگارهاى نوشته‌هاى پهلوى ، يادگارهاى ادبى هم به ما رسيده و بسيارى از آنها در ترجمه‌هاى عربى و سريانى باقى مانده است . . . درميان يادگارهاى پهلوى ، نمونه‌هاى ادبى و مضامين حماسى وجود داشته كه مقدار بسيار قليلى از آنها محفوظ مانده است . » داستان زرير ( از اوايل سدهء 6 ميلادى ) داستان قهرمان مبارزات مذهبى با ارجاسب و در عين‌حال قهرمان يكى از داستانهايى است كه بيش‌ازهمه جنبهء رمانتيك دارد ؛ و آن مربوط به زمان
هامش
( 190 ) . انتقال علوم يونانى به عالم اسلامى ، پيشين ، ص 92 به بعد ( به اختصار ) . ( 191 ) . همان . ص 100 .