تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 718

مساهمون:

ص٧١٨
عبادت مىنماييم كه آسمان و زمين و هرچه در آنهاست آفريدهء اوست . « 187 » يزدگرد پس از وصول جواب اساقفه ، رؤساى خاندانهاى بزرگ ارمنى را طلب كرد ، همه را به زندان فرستاد . جواهر لعل نهرو در كتاب معروف خود ، نگاهى به تاريخ جهان ، مىنويسد : در قرن سوم ميلادى ، يك نوع احيا و رنسانس در ايران صورت گرفت و سلسلهء تازه‌اى به قدرت رسيد . اين سلسلهء تازه خاندان ساسانيان بود كه يك ناسيوناليسم شديد و متجاوز داشت و مدعى بود كه جانشين پادشاهى هخامنشى مىباشد . همچنان‌كه در مورد تمام نهضتهاى ناسيوناليستى مىتوان ديد ، اين ناسيوناليسم خشن ساسانى هم ، كوته‌بين بود و نسبت به ديگران مدارا نداشت . شايد اين امر نتيجهء آن بود كه اين دولت در فاصلهء دو حكومت بزرگ و متجاوز قرارگرفته بود . در سمت مغرب آن ، امپراتورى روم يعنى امپراتورى بيزانس روم شرقى قرار داشت و در طرف شرق آن ، قبايل متجاوز ترك دايما در حال پيشرفت بودند . در زمان ساسانيان ، روحانيان زردشتى قدرت فوق العاده داشتند و دولت ساسانى را كنترل مىكردند و نسبت به عقايد مخالف بسيار سختگير بودند . . . بطوركلى ، سياست مذهبى سلاطين ساسانى يكسان نبود ؛ اردشير اول در راه پيشرفت مذهب زرتشت كوشش فراوان كرد . تعقيب و آزار عيسويان از سال 339 تا هنگام فوت شاهپور دوم دوام داشت و در طول اين مدت زجر و آزار عيسويان بشدت ادامه يافت . پس‌ازآنكه شاهپور سوم و وهرام چهارم به سلطنت رسيدند سياست مودت‌آميزى با امپراتورى روم درپيش گرفتند ؛ در نتيجه مسيحيان مقيم ايران از آرامشى نسبى برخوردار شدند . همچنين مسالمتى كه يزدگرد اول در روابط خود با عيسويان اظهار مىكرد ، بلاشك ، معلول جهات سياسى بود ، زيرا كه با استوار كردن بنيان صلح ايران و روم مىتوانست مساعى جميله در تحكيم اقتدار سلطنت خويش به كار برد . علاوه‌براين ضرورت سياسى ، مىتوان گفت كه طبعا يزدگرد مايل به مسامحه در امور ديانتى بوده است . « اليزه » در مورد يزدگرد ، نكتهء جالب توجهى ذكر مىكند و مىنويسد : يزدگرد تمام اديان كشور خود را مطالعه كرد و آنها را با ديانت زردشتى سنجيد و آيين عيسويان را نيز فراگرفت . از كلمات اوست : « بپرسيد ، دقت كنيد ، ببينيد هركدام بهتر بود ما آن را اختيار مىكنيم . » بنا به عقيدهء اين نويسندهء متعصب ارمنى ، پادشاه اين سخن را به قصد فريب و بنابر دورويى مىگفت ، ولى به عقيدهء ما اگر اين روايت صحيح باشد ، كار اين شهريار اقدامى بسيار مستحسن براى كشف حقيقت اديان آن عصر بوده است . اين قبيل كارها در تاريخ پادشاهان ساسانى سابقه دارد . چنان كه ديديم شاهپور اول و هرمزد اول به كيش مانى علاقه پيدا كردند و بعدا آيين مزدك در گواذ تأثير كرد . « 188 » انوشيروان نسبت به پيروان اديان مختلف ، روشى مسالمت‌آميز پيش‌گرفت و مثل اكثر سلاطين
هامش
( 187 ) . همان ، ص 308 و 309 . ( 188 ) . همان ، ص 307 .