تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 716

مساهمون:

ص٧١٦
روىهم‌رفته اين طايفه بطور كلى ، تحت حمايت شاهنشاه ايران ، به صلح و آرامش مىزيستند . اما وضع عيسويان با آنان بسيار اختلاف داشت . . . تا زمانى كه دولت امپراتورى روم ديانت رسمى نداشت ، عيسويان ايرانى در آرامش مىزيستند ، اما چون قسطنطين ، امپراتور روم ، به عيسويت گرويد ، وضع تغيير كرد . عيسويان ايران . . . مجذوب و فريفتهء دولت مقتدرى شدند كه همكيش آنان بود . ازاين‌پس زمامداران ايران به پيروان مذهب مسيح به ديدهء يك قوم طرفدار اجنبى مىنگريستند و همواره مراقب اعمال آنان بودند . شاهپور دوم به شاهزادگان كشور آرامى نوشت كه سيمون ، رئيس عيسويان ، را دستگير كنند و ماليات سرشمارى و خراج اين قوم را دوبرابر وصول كنند ، زيرا آنان در ناز و نعمت به سرمىبرند و دوستدار دشمن ما قيصرند . پس از وصول اين دستور ، سيمون را زندانى كردند ولى او به فرمان شاه وقعى ننهاد . شاهپور چون از جريان اطلاع يافت در خشم شد و فرياد برآورد و گفت : سيمون مىخواهد پيروان خود را به شورش برانگيزد و مملكت را به همكيش خود قيصر بسپارد . » « 185 » از اين تاريخ ، كشتار و تبعيد عيسويان به علل سياسى آغاز گرديد . در سال 362 ميلادى يك نفر اسقف با نه هزار عيسوى ساكن شهر فنك « 186 » پس از يك شورش ، به خوزستان تبعيد شدند . يك منبع تعداد مقتولين عيسوى عهد شاپور را به شانزده هزار نفر بالغ دانسته - است . پس از شاپور ، اردشير دوم هم نسبت به عيسويان خوش‌بين نبود . ولى شاپور سوم ، و و هرام چهارم با امپراتورى روم مناسبات خوبى داشتند . يزدگرد اول نيز به جهات سياسى و براى تحكيم سلطنت و فرمانروايى خود ، با حكومت روم و عيسويان ، روشى ملايم پيش - گرفت ؛ نسبت به قوم يهود نيز خوشرفتارى كرد ، ولى اين وضع دوام نيافت . عيسويان از روش ارفاق‌آميز يزدگرد سوء استفاده كردند و در يكى از شهرهاى خوزستان ، يك نفر روحانى عيسوى با رضايت اسقف ، آتشكده‌اى را ، كه نزديك كليساى عيسويان بود ، ويران كرد . شاه شخصا رسيدگى كرد و روحانى عيسوى به عمل خود اعتراف نمود و به ديانت زردشتى اهانت و بدگويى كرد . شاه به اسقف مسيحى فرمان داد آتشكده را مجددا بسازد ولى او امتناع كرد و با اين عمل متهورانه محكوم به اعدام گرديد . عيسويان ، در چند مورد ديگر ، به چنين اعمال كودكانه‌اى دست زدند ، در نتيجه ، حسن ظن يزدگرد به بدبينى شديدى تبديل يافت و فرمان زجر آنان صادر شد ، و « مهر شاپور » موبدان موبد ، مأمور اجراى دستور شد . درميان مناطقى كه عيسويان در آن زيست مىكردند ارمنستان بيش از همه سبب اضطراب و ناراحتى حكومت ايران را فراهم مىكرد ، زيرا عيسويت در اين ناحيه به سرعت پيشرفت مىكرد ، و زمامداران ايران مىدانستند كه با ارتباطى كه بين عيسويان اين منطقه و امپراتورى روم وجود دارد ، تصاحب اين منطقه امرى ناپايدار و بىارزش است .
هامش
( 185 ) . ايران در زمان ساسانيان ، پيشين ، ص 290 و 291 ( به اختصار ) . ( 186 ) .Phenek