تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 713

مساهمون:

ص٧١٣
نبايست پيشه‌اى اختيار كنند كه موجب زيان عناصر شود ، يا در پى تحصيل آسايش مادى باشند . خوردن گوشت حيوانات و آزار رسانيدن به ذرات نور و خوردن شراب بر آنها ممنوع بود ؛ بيش از غذاى يك روز و لباس يك سال ، از مال دنيا نبايد چيزى داشته باشند ؛ بايد بدون زن و هرگونه تعلقى براى نشر پاكى به اقطار جهان سفر كنند . ولى عامهء مؤمنان يعنى نيوشگان از اين قواعد سخت معاف بودند و مىتوانستند به مشاغل عادى خود ادامه دهند ، گوشت بخورند بدون اينكه به دست خود حيوان را بيجان كرده باشند ، مىتوانستند زن بگيرند و به زندگى ساده‌اى ، بدون دلبستگى زياد به دنيا ، ادامه دهند . بر طبقهء نيوشگان فرض بود كه نذر كنند غذاى گزيدگان را فراهم آورند و به آنان تقديم كنند . دادن زكات و روزه گرفتن و نمازگذاشتن تكليف عمومى بود . هر ماه هفت روز روزه مىگرفتند . در 24 ساعت چهار دفعه نماز مىخواندند . پيش از شروع نماز با آب وضو مىگرفتند و در صورت فقدان آب با خاك و چيزهاى ديگر تيمم مىكردند و در نماز 12 دفعه به سجده مىافتادند . صدقه دادن واجب بود ( شبيه به مقررات و مقالم اسلام ) . از تكاليف منفى سماعين يا نيوشگان ، نپرستيدن بت ، دروغ نگفتن ، بخل نكردن ، نكشتن ، زنا نكردن ، دزدى نكردن ، فريب ندادن ، خوددارى از سحر ، و احتراز از شك در دين و مسامحه در اعمال مذهبى بود . پس از مانى يكى از پيروان وفادار او به نام سيس ، بنابر وصيت و تعيين او ، به عنوان خليفهء كل مانويان در بابل اقامت گزيد . چون او را مصلوب كردند اينايوس نامى به خلافت رسيد . دربارهء اخلاق و روش زندگى مانويان ، اظهارنظرهاى مختلفى ديده مىشود . اخلاق مانويان به گواهى دوستان و دشمنان اين جماعت ، بسيار عالى و آميخته با صفا و صميميت بود ؛ بطورى كه سنت اگوستين خصم بزرگ آنها ضمن مباحثه با اسقف مانوى افريقايى « به اخلاق بىعيب مانويان شهادت مىدهد . » و علماى عاليقدرى نظير محمد بن زكريا و ابن المقفع مجذوب عقايد و تعليمات آن جماعت شده‌اند . بر اثر اكتشافات گرانبهايى كه در آسياى مركزى به همت شرق‌شناسان روسى و آلمانى به عمل آمده ، كتب و اوراق خطى بسيارى از مانويان به دست آمده كه بعضى از آنها به زبان تركى و برخى به زبان درى است . از بركت اين اسناد مىتوان بيشتر در صحت و سقم اطلاعاتى كه مؤلفين مسلمان و نصارى دربارهء دين مانى و پيروان او داده‌اند ، تحقيق و مطالعه نمود . چنان كه اشاره كرديم ، با مرگ مانى و خلفاى او مذهب مانوى و راه و رسم آن از بين نرفت بلكه در ايران بطور مخفى ، در بسيارى نقاط آشكارا ، اصول مذهبى مانى تبليغ مىشد . پس از ظهور اسلام ، از فعاليت مانويان كاسته گرديد . بعضى مىگويند چون بسيارى از تعاليم صوفيه شباهت به آداب مانويان دارد ، بعيد نيست كه راه و رسم مذهبى آنها به رشد تصوف در ممالك اسلامى كمك كرده باشد . ادوارد براون در مقام مقايسهء كيش زردشتى با آيين مانويان مىنويسد : بطور كلى دين زردشتى . . . از جهت اينكه پيروان خود را تشويق مىكند كه وجودشان مثمر ثمر باشد و زمين را بارور سازند و اراضى حاصلخيز را توسعه دهند و