جلب قلوب عموم ملل استفاده مىكرد . بنابراين ، مانى از عيسويت و طريقهء مرقيون ، و مذاهب زروانى ، زردشتى و بودايى و فلسفهء يونانى و غيره براى بيان عقايد مذهبى خود استفاده كرد و درميان هر قوم و ملتى ، رنگى خاص به اقوال و آراء خود داد تا بيشتر بتواند در اذهان عمومى نفوذ كند . اين مرد قسمتى از كتب خود را به لغت پهلوى ساسانى و قسمتى ديگر را به زبان پهلوى اشكانى به رشتهء تحرير درآورد ، و در خط و زبان ايرانيان اصلاحاتى كرد و موفق شد كه خط پهلوى را كه بسيار پيچيده و مشكل بود ، به خطر سريانى ، كه سهلتر و آسانتر بود ، تبديل كند .
از مهمترين كتب او شاپورگان ، كنز الاحياء ، سفر الجبا بره ، سفر الاسرار و فرقماطينا معروف است .
علاوهبراين ، مجموعهاى از تصاوير زيبا و جالب ارتنگ يا ارژنگ از او باقى مانده كه از كتاب اخير نسخهاى تا عهد غزنويان و سلاجقه در غزنه وجود داشته است . بطورى كه آقاى تقىزاده در تتبعات خود راجع به مانى متذكر شدهاند : « شرح عقايد و بيان سيستم فكرى و مذهبى مانى فوق العاده عجيب و دشوار و در مواردى متناقض و غيرقابل درك است . مخصوصا موقعى كه وى از ده آسمان و هشت زمين و هفت ستون و سه چرخ و ديوهاى دريا و قسمتهاى آسمان سخن مىگويد و ضخامت هرفلك را ده هزار فرسنگ مىخواند ، درك و توجيه مطلب بسى دشوار مىشود . اساس دين مانى بر دو اصل خير و شر و نور و ظلمت و سه دور يعنى ماضى و حال و استقبال مبتنى است . منشأ كل وجود يا خداى بزرگ دوتاست كه يكى را نور و ديگرى را ظلمت مىناميم . قبل از حدوث خلقت ، اين دو اصل مجزا و مستقل از يكديگر وجود داشته ؛ مقر نور در بالا و مقر ظلمت در پايين بود . در قلمرو نور نظم و آرامش و صلح و سعادت حاكم بود ، درحالىكه در منطقهء ظلمت ، اغتشاش و ظلم و كثافت فرمانروايى داشت . مانى اولى را درخت حيات و دومى را درخت مرگ ناميده است . ( شبيه شجرهء طيبه و شجرهء خبيثه در قرآن ) . » « 181 » در قلمرو نور ، پدر عظمت و در قلمرو ظلمت ، پادشاه تاريكى ، اهريمن حكومت مىكند . پس از آنكه سپاه ظلمت به قلمرو عالم نور نزديك شدند و به داخل آن راه يافتند ، جنگ بين نور و ظلمت آغاز شد .
جامعهء مانوى از 5 طبقهء مشخص تشكيل مىشد :
طبقهء اول ، دوازده رسول ، طبقهء دوم 72 اسقف ، طبقهء سوم 360 تن شيوخ ، طبقهء چهارم برگزيدگان ، طبقهء پنجم سماعون يا نيوشگان كه عدهء افراد آن محدود نبود و در حقيقت كليهء مؤمنان و كسانى كه طاقت اجراى تعاليم دشوار طبقهء برگزيدگان را نداشتند ، در اين صف وارد مىشدند .
حكمت عملى فرقهء مانويه مبتنى بر قواعد و اصولى است كه از آن جمله 7 مهر ( به ضم ميم ) مربوط به امور اعتقادى و رفتار و كردار اشخاص بود ، و از اين هفت مهر ، مهر دهان عبارت از احتراز از گفتار بد و كفرآميز ، مهر دست خوددارى از اعمال زشت ، و مهر دل ، خوددارى از شهوات و آرزوهاى پليد بود .
اين مهرها براى عامهء مؤمنان و طبقهء برگزيدگان مفهوم واحدى نداشت . برگزيدگان
هامش
( 181 ) . مانى و دين او ، پيشين ، ص 37 ، ( به اختصار ) .