سازمان تبليغاتى مانويان بسيار جالب و دقيق بود ، آنها ملزم بودند كه با صبر و حوصله به سؤالات مردم پاسخ بدهند . درميان مبلغين اين مذهب ، عدهء زيادى زن نيز به فعاليت مشغول بودند كه از آن ميان « ژوليا » شهرت بيشترى كسب كرده است . « 178 »
دكتر مشكور در پيرامون گسترش آيين مانوى مىنويسد :
مذهب مانى در چين تا قرن چهاردهم ميلادى ، در كنار مذهب تائو و بودا بطور پنهان در ناحيهء « فوچئه » و « فوكين » به حيات خود ادامه مىداد ، و حتى پس از اين تاريخ نيز در ناحيهء « يانگتسهء » جنوبى پيروان اين دين مىزيستند . در دورهء اسلامى مذهب مانوى بطور مخفى شيوع فراوان داشت . . . تعقيب و قلعوقمع مانويان كه در عصر اسلامى از آن تعبير به زنادقه مىشد ، در عهد عباسيان شدت يافت .
اين سختگيريها باعث مهاجرت مانويان به ماوراء النهر گرديد ، ولى به قول ابن نديم ( در كتاب الفهرست ) در قرن چهارم هجرى هنوز گروه بسيارى مانوى در بغداد مىزيستند و وى قريب سيصد تن از آنان را در عهد معز الدوله مىشناخته - است . . . دين مانوى بسرعت در روم و مغربزمين رواج يافت ؛ چنان كه در قرون وسطى حتى در ناحيهء « لانگدوك » در فرانسه نفوذ كرد . . . توسعهء روزافزون آيين مانى روحانيون مسيحى را به رشك آورد و مراكز دين مسيحى درصدد دفاع برآمدند . فرمان امپراتور ديوكلسين ، كه در 31 مارس 279 صادر شد ، پيشواى مانويه را در روم محكوم بهمرگ كرد . « 179 »
در ايران در زمان شاپور اول مذهب مانى به آزادى رشد و توسعه يافت و چنان كه گفتيم شاهنشاه به پيشوا و پيروان دين تازه روى خوش نشان مىداد .
مانى و شاهپور
با اينكه تعليمات مانى منفى بود و با سياست توسعهطلبى شاهپور سازگارى نداشت ، معذلك بطورى كه از منابع مانوى برمىآيد او « تحت تأثير پيامهاى مانى قرار گرفت و به او اجازه داد كه در سرتاسر امپراتورى آزادانه فعاليت مذهبى نمايد . مانى خودش مىگويد كه حتى شاه دستور داد كه متنفذين محلى هريك به نوبهء خود ، در گسترش و حمايت دين جديد تسهيلاتى فراهم سازند . در شرح زندگى خود ، مانى مىگويد من نزد شاهپور شاه آمدم ، او مرا در نهايت احترام پذيرفت و به من اجازه داد كه در سراسر كشورش « كلام زندگى » را تعليم دهم . من چند سال جزو ملازمان او بودم . » ( كفالايا ، ص 15 تا 31 و 33 )
مانى و بهرام
با اينكه در عهد شاهپور ، مانى و كرتير غالبا در ملازمت شاه بودند در دوران قدرت بهرام مناسبات آن دو به تيرگى گراييد و كرتير به كمك همفكران خود ، مانى را عنصرى زيانبخش به حال مملكت معرفى كرد تا جايى كه بهرام مانى را نزد خود خواند و خطاب به او چنين گفت : به تو خوشآمد نمىگويم . اما رسول خدا
هامش
( 178 ) . تمدن ايران ساسانى ، پيشين ، ص 124 .
( 179 ) . مأخوذ از : دكتر مشكور ( تتبعات ) در مجلهء وحيد .