تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 702

مساهمون:

ص٧٠٢
كه تا هركسى را كه دارد پسر * نماند كه بالا كند بىهنر سوارى بياموزد و رسم جنگ * به گرز و كمان و به تير خدنگ چو جنگ آمدى نورسيده جوان * برفتى ز درگاه با پهلوان
ظاهرا در جنگها پس از كسب پيروزى ، به سران سپاه و رزمندگان برحسب ارزش سربازى ، هديه و انعامى عطا مىكردند . در داستان بيژن و منيژه فردوسى به اين معنى اشاره مىكند و مىفرمايد :
يكى دست جامه بفرمود شاه * به زر بافته با قبا و كلاه يكى جام پرگوهر شاهوار * صد اسب و صد اشتر به زين و به بار همه رستم زابلى را سپرد * زمين را ببوسيد و برجست گرد بزرگان كه بودند با او به‌هم * به رنج و به جنگ و به شادى و غم براندازه‌شان يك‌به‌يك هديه داد * از ايوان خسرو برفتند شاد
فردوسى طوسى ، ضمن بيان جنگ ايرانيان و تورانيان ، به طرز جنگ و نحوهء صف‌آرايى در آن عصر اشاره مىكند :
برآمد خروشيدن دادوگير * درخشيدن خنجر و زخم تير دو لشكر به يكديگر آويختند * تو گفتى به‌هم اندر آميختند غريويدن مرد و غرنده كوس * همىكرد بر رعد غران فسوس زمين كرده بد سرخ ، رستم به جنگ * يكى گرزهء گاو پيكر به چنگ به شمشير بران چو بگذاشت دست * سر سرفرازان همىكرد پست چو شمشير بر گردن افراختى * چو كوه از سواران سرانداختى همه روى صحرا سر و دست و پاى * به زير سم اسب جنگ‌آزماى به روز نبرد آن يل ارجمند * به شمشير و خنجر ، به گرز و كمند بريد و دريد و شكست و ببست * يلان را سر و سينه و پا و دست هزار و صد و شصت گرد دلير * به يك زخم شد كشته در جنگ شير شكسته سليح و گسسته كمر * نه بوق و نه كوس و نه پاى و نه پر
اسدى طوسى نيز ضمن توصيف رزم گرشاسب با تركان ، طرز نبرد و صف‌آرايى و برخى از سلاحهاى جنگى آن دوران را بيان مىكند :
چو زد روز بر تيره شب دزدوار * سپيده برآمد چو گرد سوار دو لشكر به پرخاش برخاستند * برابر صف كين بياراستند برآمد دم « 168 » مهرهء گاودم « 169 » * خروشان شد از خام رويينه خم « 170 » سرنيزه را شد ز دل مغز و ترگ * زبان گشته شمشير و گفتار ، مرگ به هرگام بد مغفرى زير پى * پر از خون چو جامى پر از لعل مى شده تيغ در مغز سر زهرساى * سنان از جگر بر دل اكحل « 171 » گشاى همى تاخت گرشاسب بر زنده پيل * همى دوخت دلها به تير از دو ميل بدش پنجه بر نيزهء آهنين * شدى درميان سواران كين
هامش
( 168 ) . فرياد ( 169 ) . كرنا و بوق ( 170 ) . طبل رويين ( 171 ) . رگ دست