نقش مهمى ايفا مىكردند و از لحاظ روح جنگجويى بر ديگر افراد قشون مزيت داشتند كه از آن جمله البانيان ، كوشانيان ، هياطله و سوارنظام ارامنه قابل توجه بود . در فن محاصره در دورهء ساسانيان پيشرفت محسوسى پيدا شده بود و گويا اين فن را از روميان آموخته بودند . در ايجاد خندق نيز ايرانيان ماهر بودند و ظاهرا پس از گرويدن به آيين اسلام ، سلمان فارسى فن ساختن خندق به دور شهر را به اعراب آموخت . فرماندهان ساسانى در استعمال قلعهكوب ، خشتانداز و منجنيق براى حمله به قلعهها و حصارها آزموده بودند .
پروكوپيوس « 161 » پارهاى از خصوصيات نظامى و اجتماعى ايران را در عهد ساسانيان بيان كرده است . چون اين مورخ ناظر عينى وقايع بوده گفتههاى او تا حدى قابل دقت است .
وى در مقدمهء كتاب خود ، ضمن مقايسهء وسايل جنگى عصر خود ( 530 ميلادى ) با دورهء همر چنين مىنويسد :
« كمانداران عهد هومر نه سوار اسب مىشدند و نه نيزه و سپرى براى حفظ و حراست خود داشتند و به هيچوجه پيكر آنها از حملات دشمن حفاظت نمىشد . سربازان پياده ، در موقع جنگ ، به وسايل دفاعى مجهز نبودند و در موقع خطر فقط مىتوانستند زير سپر رفيق خود پناه ببرند . قوت و وسايل زندگى خود را از راه دزدى تأمين مىكردند ، در فن تيراندازى مهارت نداشتند ، زه كمان را فقط تا سينه مىكشيدند و به اين جهت خدنگ آنها به علت كمى قدرت به هدف نمىرسيد ؛ درحالىكه كمانداران امروز همه با خود و جوشن كاملى كه سر تا پاى آنها را مىپوشاند ، مسلح هستند و در طرف راست ، تركش پر از تير و در سمت چپ ، شمشير برندهاى آويختهاند و برخى از آنها نيزهاى در كمر و سپر كوچكى هم بر شانه دارند كه سر و گردن آنها را كاملا پوشانيده و از اصابت تير محفوظ نگاه مىدارد . مهارت و چالاكى آنها در سوارى بقدرى است كه حتى در حين تاخت مىتوانند ، بدون هيچ زحمت و اشكالى ، با كمان خويش نشانه بگيرند و خواه در حال حمله و خواه در حين فرار ، دشمن را از دور هدف قرار دهند . زه كمان را امروز تا نزديك گوش راست مىكشند و چنان با قوت رها مى - كنند كه به هركس اصابت نمايد فورا او را هلاك مىنمايد و سپر و خود و مغفر هرگز تاب جلوگيرى و مقاومت ندارد . با اين حال بعضيها چنان شيفتهء ادوار قديم هستند كه مزاياى امروز را در نظر نمىآورند و اصلاحات جديد را قابل اعتنا نمىشمرند . » « 162 »
چون دو كشور ايران و روم از جهت تجهيزات نظامى تقريبا باهم برابر بودند ، وقوف بر امكانات جنگى آن روز روم كمابيش نيروى نظامى ايران را نيز مشخص مىكند .
« . . . تيراندازى از كمان از ديرترين روزگاران گذشته جزو بارزترين صفات مختصهء ايرانيان بود . هرودت ( 136 / 1 ) مىگويد كه سواركارى و تيراندازى يكى از مهمترين مواد تربيتى ايرانيان در دورهء قديم بود . استرابون نيز ( در كتاب 15 ، فصل 3 ، صفحهء 18 ) نيز همين مطلب را گفته است . به قول او بهترين مواد تربيتى ايرانيان از پنجسالگى تا 24 سالگى عبارت از تيراندازى و نيزهپرانى و سواركارى بود . آموزگاران اطفال را براى تمرينهاى نظامى
هامش
( 161 ) .Procopius( 162 ) . جنگهاى ايران و روم ، پيشين ، ص 16 به بعد ( به اختصار ) .