تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 701

مساهمون:

ص٧٠١
« هر مرد خردمندى تصديق دارد كه نخستين مايهء آسايش و نيكبختى انسان ، صلح و سلم است و بنابراين ، هركس موجبات اختلال صلح و آرامش را فراهم آورد ، نه تنها مسؤول بستگان و نزديكان خود خواهد بود بلكه در مقابل تمامى ملت خويش نيز گرفتار مسؤوليت شديد خواهد شد . بهترين سردار هرقوم كسى است كه بهتر بتواند اساس صلح‌وصفا را استحكام بخشد ، ليكن متأسفانه شما ، موقعى كه اختلافات ما بين ايران و روم حل شده طرفين حاضر به قبول مصالحه گرديده بودند ، بدون هيچ دليل معقولى ، جنگ را بر صلح ترجيح داده و اين كشمكش خونين را برپا نموديد . . . جواب سردار ايرانى : اگر اين مراسله از طرف روميها ، كه بستن عهد براى آنها كارى آسان و نگهدارى و انجام آن برايشان بسى مشكل است ، نوشته نشده بود ، من از مطالب آن اطمينان حاصل كرده و حاضر به قبول مندرجات آن مىگرديدم . . . اينك اى روميان عزيز ، چارهء ديگرى باقى نيست جزآنكه براى جنگ با ايرانيها حاضر شويد زيرا ما مجبوريم كه آنقدر در اينجا بمانيم تا شما را وادار به احقاق حق نماييم و يا در راه همين مقصود كشته شويم . . . » « 165 »

فرماندهى قشون

كريستن سن مىنويسد : « تا زمان خسرو اول ، سپاه ايران در زير فرماندهى يك نفر سردار بزرگ موسوم به ايران سپاهبذ بود . اين سردار اختياراتش به مراتب بيش از يك نفر ژنرال فعلى بود . وى در عين حال وزير جنگ و فرمانده كل نيرو محسوب مىشد و در عقد صلح اختيار وافى داشت . . . معذلك بايد به خاطر داشت كه اختيارات وزرگ فرمذار محدود نبود و همواره مىتوانست در كارهاى لشكرى دخالت كند و شخص شاهنشاه نيز در امور وزارت جنگ ، كه از ادارات مهم دولت بود ، غالبا دخالت مستقيم مىكرد . . . از اين جهت مىتوان فرض كرد كه ايران سپهبذ در زمان پادشاهانى كه خود طبع سلحشورى داشته‌اند ، چندان قدرت و استقلالى دارا نبوده است . » « 166 » خسرو اول براى جلوگيرى از تمركز قدرت در دست شخص واحدى مملكت را به چهار قسمت نمود و براى هرقسمت فرماندهى تعيين كرد ، ولى اين سياست نيز به حال حكومت مفيد نبود و بعدها براى حكومت ساسانى ايجاد اشكالاتى نمود . سلاحهاى جنگى در اين دوره نيز مانند ادوار قبل بود . ناگفته نماند كه مانى در يكى از كتب خود ، ضمن بحث از جنگى كه بين فرشتگان با جبّارها درگرفته ، مىگويد : « از آتش و گوگرد و نفت به عنوان وسيلهء جنگى استفاده مى - كردند . » « 167 » در شاهنامه ، ضمن بيان سلطنت اردشير ، فردوسى طرز سربازگيرى را در آن دوره چنين بيان مىكند :
به درگاه چون گشت لشكر فزون * فرستاد بر هرسويى ، رهنمون
هامش
( 165 ) . همان ، ص 67 به بعد . ( 166 ) . ايران در زمان ساسانيان ، پيشين ، ص 101 . ( 167 ) . حسن تقىزاده ، مانى و دين او ، ص 62 .