تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 698

مساهمون:

ص٦٩٨
بيژن موفق مىشود .

نيروى لشكرى

دولت شاهنشاهى ساسانى براى حفظ سرحدات و جلوگيرى از تجاوزات همسايگان ، و ادامهء سياست كشورگشايى و توسعه‌طلبى و حفظ نظام طبقاتى و فرونشاندن نهضتهاى استقلال‌طلبى و آزاديخواهى ، مانند حكومت هخامنشيان ، احتياج به نيروى نظامى مجهزى داشت . كريستن سن مىنويسد : « . . . در تشكيلات لشكرى عهد ساسانيان ، مقتضيات ملوك الطوايفى سابق با احتياجات سياست جديد وفق داده ، شد . قشون چريكى ملوك الطوايفى را داخل صفوف سپاه منظم كردند . . . نخبهء سپاه عهد ساسانى ، مانند دورهء اشكانيان ، عبارت بود از سوارنظام زره‌پوش و سنگين اسلحه كه از سواران نژاده تشكيل مىيافت . سوارنظام در صف جنگ ، مقام اول را حايز و فتح و ظفر منوط تقويت و شجاعت آنها بود . ايرانيان افواج منظم سوار نظام زره‌پوش را با صفوفى چنان انبوه به مقابلهء روميان مىفرستادند كه از برق زره و سلاح آنان چشم دشمنان خيره - مىشد . افواج سوارگويى يكپارچه آهن بود ؛ تن افراد به كلى از صفحات آهن پوشيده شده بود . . . براى محافظت چهره ، نقابى بر رخ مىافكندند و بدين جهت ، هيچ تير ممكن نبود بر بدن كارگر شود ، مگر در سوراخهاى كوچكى كه در مقابل چشم و شكافهاى باريكى كه زير منخرين تعبيه - كرده بودند ؛ و از آنجا با كمال صعوبت نفس مىكشيدند . . . در پشت‌سر سوارنظام فيلها قرار مىگرفتند . نعره و بوى و منظرهء وحشت‌آور آنها اسبهاى دشمن را مىترسانيد . پيلبانان بر پشت آنها نشسته هريك كاردهاى دسته‌بلند به دست راست مىگرفتند تا اگر گاهى فيلى در اثر حملهء دشمن ترسيده و در صفوف لشكر افتد ، پيلبان كارد را در فقرات پشت گردن حيوان فرو - برده و از پايش درآورد . » « 159 » در آن دوره ، به جيرهء افسران و سازوبرگ سربازان و آذوقهء آنها و عليق اسبان توجه مىشده . در زمان صلح اسلحه و ادوات جنگى را در مخازن و در قورخانه انبار مىكردند . و مدير مخازن و انبارها يعنى ايران انبار گبذ موظف بود كه در تنظيم اسلحه و توزيع آن بين سربازان مراقبت لازم به عمل آورد . پس از پايان جنگ ، سلاحها را پس مىدادند . اسبان لشكر را مواظبت و تيمار مخصوص مىكردند و ستور پزشك ( بيطار ) از اشخاص مهم به‌شمار مىرفت و بوسيلهء گياهان مخصوصى اسبان را علاج مىكرد . گرفتن اسب اشخاص غيرجنگى مجاز نبود ؛ مگر در صورتىكه جنگ فورى پيش مىآمد و اسب بموقع نمىرسيد . براى معاش لشكر هرروز گوشت و شير و نان را وزن كرده به قطعات مساوى بين جنگيان توزيع مىنمودند . » « 160 » در عقب جبهه ، صف پياده موضع مىگرفت كه سلاح و تجهيزات خوبى نداشت و از لحاظ نظامى عامل مؤثرى در جنگ نبود و افراد آن را روستاييان تشكيل مىدادند . قبل از شروع جنگ ، معمولا فرمانده سپاه افراد خود را به جنگ ترغيب مىكرد . در سپاه ايران ، قواى كمكى ملل تابع ، كه اغلب در سرحدهاى ايران قرار داشتند ،
هامش
( 159 ) . ايران در زمان ساسانيان ، پيشين ، ص 233 به بعد ( به اختصار ) . ( 160 ) . همان ، ص 241 ( به اختصار ) .