تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 696

مساهمون:

ص٦٩٦
سخن نشنود . » از اين عبارت معلوم مىشود كه دولت خواسته است تأسيس اين دايره را به نحو خوبى جلوه دهد ، اما اصطلاح عيون پادشاه به معنى چشمهاى پادشاه ، كه بر اين جاسوسان اطلاق مىشده ، خيلى قديم است و در زمان هخامنشيان هم معمول بوده است . « 156 » در توقيعات كسرى نيز جسته‌جسته مطالبى ، كه مبين نقش سياسى منهيان و جاسوسان است ، به چشم مىخورد : به موجب توقيعات كسرى ، مرفوع 39 از انوشيروان پرسيده‌اند : « موجب امر به نهى و نفى فلان منهى ، از شغل انها و اخبار و قرب دربار ، چيست ؟ » جواب : « باعث آن است كه اسماع ما را به حرف سعايت‌آميز در تعب استماع انداخت و نيتهاى ما را بر مردم فاسد ساخت . . . چندانكه از تواتر استماع خرافات بيحاصل و ترهات باطل در حق دور و نزديك و بد و نيك ، كار بدان حد كشيده بود كه خدا نخواسته نيت خير بنياد ما را دربارهء بلاد و عباد از صلاح به فساد بازآرد . » در جاى ديگر از توقيعات كسرى ، مرفوع 47 نوشته شده است : « فلان درون خراب بيرون آباد ، كه از درگاه ما براى تحقيق حقيقت تظلم دادخواهان به نواحى بلاد رفته بود ، به موجب شهادت ثقات ، به تحقيق پيوسته كه به علت قلت ديانت و كثرت اخذ رشوت ، اغماض عين از ذلت ظلمه نموده و بسبب خفاى ستمهاى گوناگون ، اين گونه بيداد ظاهر بتازگى بر مظلومان روا داشته . . . آن سست - دين بيديانت در دار دنيا از طرف ما به كشتن سخت سزاوار است . . . » همچنين در مرفوع 103 از توقيعات ، چنين آمده است : « به چه رو فرمودند كه فلان منهى كه انهاء اخبار و ابلاغ وقايع فلان ناحيت به دو مفوض بود ، شگفت نباشد كه در اين زودى محتاج بدان شود كه ديگرى در بارگاه ما نام او برده خبر او به عرض ما رساند ؟ » جواب : « از اين راه كه طريق اخبار از ما مسدود ساخته . . . چنان كه رفته‌رفته سررشتهء آمدوشد روزنامه‌هاى اخبار آن سمت انقطاع پذيرفته ؛ چندانكه كارش بدان مقام كشيد كه به‌جاى او منهى ديگر بايد تا مگر خبر او به درگاه و الا ابلاغ نمايد . » همچنين از انوشيروان مىپرسند : « باعث امر به اخراج فلان از زمرهء خواص درگاه اولياء دولتخواه چيست ؟ » جواب : « سر اين معنى آن است كه نفايس جواهر اسرار نهانى ما را به خسايس اموال دنياى فانى به دشمنان دينى و جانى ما فروخته . » « 157 »

مراقبت در احوال فرستادگان سياسى كشورهاى خارجى

بطورى كه از فحواى شاهنامه و ديگر اسناد تاريخى برمىآيد ، نمايندگان سياسى از آغاز ورود به خاك ايران ، مورد مراقبت شديد مرزبانان و مأمورين ايرانى قرار مىگرفتند و نمىتوانستند با تماس با اشخاص مختلف و مسافرت به نقاط گوناگون اطلاعاتى به نفع دولت متبوع
هامش
( 156 ) . نامهء تنسر ، دارمستتر ، ص 226 و 532 ، به نقل از : ايران در زمان ساسانيان ، ( پاورقى ) ص 150 . ( 157 ) . توقيعات كسرى ، پيشين .