پيشازاين درميان ملوك عصر و جبابرهء روزگار پيش چون پيشداديان و كيان و اكاسره و خلفا رسمى بوده است كه مفاخرت و مبارزت به عدل و فضل كردندى و هر رسولى كه فرستادى از حكم و رموز و لغز مسائل با او همراه كردندى . . . دبير عاقل و فاضل مهين جمالى است از تجمل پادشاه و بهين رفعتى است از ترفع پادشاهى .
دبيرخانهء دول اسلامى نيز ، مانند صدارت عظمى ، تقليد كاملى از ساسانيان است و وضعى كه نظامى عروضى در قرن دوازدهم ميلادى از دبيرخانهء عهد خود مىكند بطور كلى با تكليف و وظايف دبيران زمان ساسانيان تطبيق تواند شد . . . زبردستترين منشيان و بهترين خطاطان در دربار استخدام مىشدند و سايرين را به حكام ولايات مىسپردند .
پس دبيران سياستمداران حقيقى بهشمار مىرفتند . همه قسم اسناد را ترتيب مىدادند و مكاتبات دولت را در دست مىگرفتند ، فرمانهاى سلطنتى را انشاء و ثبت مىكردند و جزء جمع هزينهها را مرتب مىنمودند و محاسبات دولت را اداره مىكردند . در مكاتبه با دشمنان و معارضان پادشاه بايستى به مقتضاى مقام ، گاهى عادلانه و مسالمتآميز چيز بنويسند و زمانى به تهديد و تخويف بپردازند . اما اگر در مصافى خصم برترى مىيافت ، حيات دبيران بر باد مىرفت ؛ چنان كه شاهپور پسر اردشير اول « داذبنداذ » منشى آخرين پادشاه اشكانى را به دست خود هلاك كرد ، زيرا كه از جانب پادشاه خود نامهء اهانتآميز به اردشير نوشته بود . پوتيمكن « 150 » محقق شوروى ضمن بحث در پيرامون مناسبات سياسى بين ايران و روم ، مىنويسد : « در دورهء خسرو اول ، هنگام عقد يك قرارداد سياسى بين ايران و روم ، نمايندگان دو كشور با عدهاى مترجم ( 6 نفر مترجم براى هرسفير ) شروع به مذاكره كردند . پس از پايان مذاكرات موافقتنامه در دو نسخه به دو زبان به رشتهء تحرير درآمد و بين دولتين رد و بدل گرديد . » « 151 »
فردوسى طوسى نيز به مقام و موقعيت ممتاز طبقهء دبيران در دربار ساسانيان اشاره مىكند و مىگويد :
بلاغت نگه داشتندى و خط * كسى كو بدى چيره بر يك نقط
كسى را كه كمتر بدى خط و وير * نرفتى به درگاه شاه اردشير
سوى كارداران شدندى به كار * قلمزن بماندى بر شهريار
ستاينده بد شهريار اردشير * چو ديدى به درگاه مرد دبير
نويسنده گفتى كه گنج آكند * هم از راى او رنج بپراكند
به دو باشد آباد شهر و سپاه * همان زيردستان فريادخواه
دبيران كه پيوند جان منند * همه پادشا بر جهان منند
رئيس طبقهء دبيران ايران دبيربذ يا دبيران مهست ناميده مىشد و گاهى نام او در زمرهء مقربان پادشاه ذكر شده و پادشاه احيانا مأموريتهاى سياسى هم به او محول مىكرده است .
هامش
( 150 ) .Potiemkine( 151 ) . پوتيمكن ، تاريخ ديپلماسى ، ترجمهء دكتر محمد على حكمت ( قبل از انتشار ) .