تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 691

مساهمون:

ص٦٩١
بايد گرفت ، و امثال اينها مطالبى هست . اگر قيم پسر صغيرى ، قسمتى از دارايى خانواده را به مصرف پرداخت دينى مىرسانيد ، چون پسربچه به رشد مىرسيد ، مىتوانست اعتراض كند . . . بعلاوه سكاذوم نسك قواعد مبسوطى راجع به مالكيت و دين و ربح و توقيف چارپايان و حيوانات اهلى ، مثل اسب و غيره و مسؤوليتى كه براى توقيف‌كننده پيش مىآيد ، دربرداشت . همچنين از توقيف مديونين و ضبط لباس و نظاير آن سخن مىراند . مسائلى هم در خصوص يافتن گنج و غيره حاوى بود . اطلاعاتى كه راجع به جامعهء ايرانى مىتوانيم از منابع قديمه استخراج كنيم ، هرچند ناقص و پراكنده است ولى ما را با جامعه‌اى آشنا مىكند كه نيروى ذاتى و استحكام باطنى آن مبتنى بر علاقهء عميق و عتيقى بود كه پيوند خلل‌ناپذير دودمانى داشت . قوانين را براى پاسبانى خانواده و دارايى وضع كرده بودند و به اين وسيله مىخواستند امتياز طبقات را با دقت هرچه تمامتر حفظ كنند و هرفردى را در درجات اجتماعى به مقامى معلوم تخصيص دهند . » « 145 » بطور كلى قوانين عهد ساسانى براى حفظ حقوق طبقهء حاكمهء آن دوره بود و ظاهرا كشاورزان و ديگر طبقات محروم جز كاركردن و ماليات دادن و جنگ كردن براى حفظ حدود و ثغور امپراتورى و كشته شدن در راه حفظ منافع طبقهء فرمانروا حق ديگرى نداشتند و بدون ترديد همين مظالم و قوانين يكطرفى ، چنان كه ديديم ، به پيشرفت نهضت مزدكى كمك فراوان كرده است . انوشيروان پس از كشتار مزدكيان بر آن شد كه تعديلى نسبى در قوانين كشور پديد آورد ؛ ازجمله مقرر گرديد از اين پس مرتدين را بيدرنگ نكشند بلكه آنان را مدت يك سال زندانى كنند و گاه بوسيلهء علماى دين به آنان اندرز دهند ، اگر استغفار كردند رهايى بخشند و درصورتىكه از عقيده و ايمان خود دست برنداشتند به قتل رسانند . « اما كسانى كه جرايم سياسى مرتكب مىشوند مثل شورش يا ترك صفوف جنگ ، جماعتى از آنان را هلاك مىكردند تا سايرين عبرت بگيرند و مجرمين عادى را به جزاى نقدى و قطع عضوى از بدن محكوم مىنمودند و از قطاع الطريق چهاربرابر سارق غرامت مىستاندند . بر خلاف معمول ازمنهء سابق ، عضو مجرم را بطورى قطع مىكردند كه او را از كار باز ندارد ؛ مثلا زانى را بينى مىبريدند . اگر مجرم محكوم به جزاى نقدى ، پس از پرداخت جريمه ، مجددا مرتكب جرم سابق مىشد ، بينى و گوشهايش را مىبريدند . . . در آثار پروكوپيوس مذكور است كه در چندين مورد به امر خسرو ( انوشيروان ) بعضى از مجرمين را پوست كندند و به كاه انباشتند . . . » « 146 » در شاهنامهء فردوسى گاه به اشعارى برمىخوريم كه از نظامات كيفرى آن روزگار حكايت مىكند ؛ ازجمله فردوسى از قول هرمزد ، عادلترين پادشاهان ساسانى ، چنين مىگويد :
هرآنكس كه او پر كاهى ز كس * ستاند نيايدش فريادرس ميانش به خنجر كنم بر دو نيم * بخرند چيزى كه بايد به سيم
هامش
( 145 ) . ايران در زمان ساسانيان ، پيشين ، ص 357 ( به اختصار ) . ( 146 ) . همان ، ص 401 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 691 | مرتضى راوندى