قوانين در ازدواج و طلاق و فرزندخواندگى و قوانين ارث و گواهى و سوگند و جز اينها . از اين قوانين به خوبى پيداست كه قرنها پس از تاختوتاز اعراب ، قوانين باستان همچنان درميان پيروان آيين كهن رواج داشت ، و اين قوانين چنان كه مكرر در خود روايات ياد شده از سرچشمهء اوستا و تفسير پهلوى آن بويژه تفسير پهلوى ونديداد و نوشتههاى دينى پهلوى چون شايست نهشايست و بندهشن و نيرنگستان و داتستان دينيك و دينكرد و جز اينهاست .
درميان قوانين بسيارى كه از روايات به دست آمده ، از براى نمونه به ذكر چند فقره دربارهء فرزندخواندگى مىپردازيم . . . در دين ايران فرزند داشتن ستوده است و هركس فرزند نداشته باشد بايد فرزندى برگزيند تا در روز پسين در سر پل چينوت ( صراط ) دستگير و راهنماى پدر و مادر باشد . . . كسى كه به سن 14 سال و سه ماه رسيده درگذرد ، بايد از براى او « ستر » « 143 » ( فرزندخوانده ) برگزينند . اين ستر اگر به سال كوچكتر يا بزرگتر از درگذشته ( متوفى ) باشد رواست .
باز در روايات آمده ، كسى كه فرزند ندارد و خويشان هم ندارد ، بايد كسى را به فرزندى خود بپذيرد ؛ از كسى كه نزديكتر به اوست . از دو برادر كه پدر و مادرشان مرده و كسانى هم ندارند ، رواست كه مرد بىفرزند يكى از آن دو برادر را به فرزندى خود برگزيند .
اگر فرزندخواندهء كسى مرد ، رواست بهجاى او فرزندخواندهء ديگر پذيرفته شود ؛ فقط دستور مىتواند با مشورت خويشاوندان از براى كسى كه درگذشته ، فرزند برگزيند . اگر كسى پسر نداشته باشد ، اما دختر داشته باشد ، در روز پسين از پل چينوت تواند گذشتن و نيازمند فرزندخوانده نباشد ، و زن او كه ديگرى برگزيند ، اگر از شوى دومى پسر آورد بايد او را پسرخواندهء شوى نخستين خود كند . فرزندخواندگى بايد از سوى پدر انجام گيرد . . . ماتيكان هزارداتستان با اينكه داراى هزار قانون نيست يكى از بزرگترين نامههاى پهلوى است ، كه از دست حوادث روزگار رهايى يافته و به ما رسيده است . بدبختانه بخشى از آغاز و انجام كتاب و مقدارى از ميان آن از دست رفته است . . . ماتيكان هزار داتستان همه قسم قانون مندرج است : زناشويى ، ارث ، طلاق ، دادوستد ، حق مالكيت ، فرزندخواندگى ، خريدوفروش ، دزدى ، قتل ، سزا و جز اينها . . . از اين قوانين به خوبى مىتوان به پايهء تمدن ايرانيان پىبرد و با مقايسه با قوانين روم در آن زمان ، دانست كه اخلاق پاك اساس قوانين ما ايرانيان بوده است . « 144 »
« از ماديكان هزاردادتستان مىتوان مسائل بسيارى راجع به حقوق مالكيت استخراج كرد . در اين كتاب راجع به عقود شفاهى و اقسام قراردادهاى مربوط به هبه و بخشيدن زمين يا حق استفاده از قنوات و هبههاى موقت و رهن املاك و وقف املاك ( به شرط آنكه متصدى وقف دعاهايى براى راحت روح واقف بخواند ) مبحث قسم خوردن براى قطع دعواى ملكى ، قاعدهء قرضى كه به چند نفر بالاشتراك داده شده باشد و تدابيرى كه در مورد ضمان و كفالت
هامش
( 143 ) .Star( 144 ) . استاد پورداود ، « حقوق در ايران باستان » ، ( مجلهء سخن ، خردادماه 1322 ) ص 9 به بعد .