تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 684

مساهمون:

ص٦٨٤
و حبشى با آنها رقابت مىكردند ، لكن بعدها صاحب اختيار آن درياها شدند و و نفوذ و قدرت ديرين آنها رو به فراموشى رفت . استفاده از بادهاى موسمى در بحر پيمايى قرون وسطى اهميت فراوان داشت ، و ظاهرا روميان قبل از ديگران دريافتند كه ممكن است از بادهاى موسمى كه مدت 6 ماه از سال در يك جهت و شش ماه ديگر در جهت مخالف آن مىوزد ، استفاده كنند . مراحل مختلف راه دريايى را « پلينى » در تاريخ طبيعى ، در فصلى بيان كرده است . . . از گزارش پلينى چنان آشكار مىشود كه با پيروى از بادهاى موسمى ، راه كوتاهتر مىشده و باد موسمى جنوب غربى سبب آن بوده است كه كشتيها بسرعت در تابستان به هند رهسپار شوند و هنگام برگشتن نيز چنان سرعتى داشته باشند ؛ به شرط آنكه « مالابار » را . . . به موقع ترك كنند . به اين ترتيب ، مسافران مىتوانند در ظرف مدت يك سال به هند مراجعت كنند . « 136 »

دادگسترى

در ايران باستان ، مخصوصا در دورهء ساسانيان براى ، جلوگيرى از هرنوع اقدامى عليه دين و دولت و مصالح طبقات فرمانروا ، قوانين و مقررات شديدى وجود داشت . شاه در رأس قوهء قضائيه بود و عمل داورى و دادرسى را معمولا طبقهء روحانيان انجام مىدادند . « روحانيان همهء علوم را به خود تخصيص و انحصار داده بودند . قضات ( داذوران ) را در رديف دستوران و موبدان و هيربذان نام برده‌اند . رئيس كل داذوران را قاضى دولت يا شهرداذور يا داذور داذوران مىگفتند . . . محاكم هرناحيه را يك نفر قاضى روحانى اداره - مىكرد ، و بطور كلى مراقب بود كه احكام و اعمال رؤساى غير روحانى ناحيه نيز موافق عدالت باشد . . . هر قريه يك مرجع قانونى فروترى داشته كه رياست آن با دهقان يا قاضى مخصوصى بوده كه به آن قريه مىفرستاده‌اند . . . راجع به عمل و حدود اختيارات اين مأمورين ، اطلاعى نداريم . به موجب كتاب اوستايى سكاذوم نسك ، بين قضاتى كه ده ، يازده ، دوازده ، سيزده ، چهارده ، پانزده سال علم فقه تحصيل كرده باشند ، امتيازى قائل شده‌اند ؛ ظاهرا تصميمات و احكام حقوقى هريك از آنان برحسب درجه اعتبار مختلفى داشته است . قوهء قضايى لشكرى به يك قاضى مخصوص ملقب به سپاه داذور محول بود . از آن گذشته ، مىتوان حدس زد كه بسيارى از مأمورين قضايى ، كه مناصب مخصوصى داشتند ، موبد يا هيربد بوده‌اند . چنان كه مىدانيم ، هيربذان گاهى به عنوان قضاوت فتوايى مىداده‌اند . روايات و داستانهايى وجود دارد كه شاه شخصا به دعاوى اشخاص رسيدگى مىكرده است . با توجه به اوضاع اجتماعى و ديوانى آن دوره ، نمىتوان به صحت چنين رواياتى اعتماد كرد . همچنين مىگويند سالى دوبار ، در اعياد نوروز و مهرگان بارعام مىدادند تا طرفين دعوى در حضور شاه ، اقامهء دعوى نمايند . ظاهرا در همين روز اگر كسى به طرفيت شاه دعوايى داشت ،
هامش
( 136 ) . انتقال علوم يونانى به عالم اسلامى ، پيشين ، ص 158 .