تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 681

مساهمون:

ص٦٨١
كرد ، و مردم همچنان ساكت ماندند . سپس يكى از آنها به‌پا خاست و گفت : شاها ! تو ماليات پايدار را بر انسان فناپذير و بدن مردنى و به زراعت خشك‌شدنى ، و آب جارى چشمه كه به زمين فرو مىرود ، مىبندى . خسرو ( كسرى ) گفت : اى سياه تيره‌بخت ! تو از كدام طبقه از مردم هستى ؟ گفت : من مردى از طبقهء نويسندگانم . خسرو به دبيران خود گفت او را آنقدر با دوات بزنيد تا بميرد . ايشان براى تبرئه خود نزد خسرو ، و در اجراى دستور وى ، آنقدر او را زدند تا جان سپرد ، و گفتند ما از كردهء شاه خشنوديم . سپس خراج سهم شاه ، روى غله و خرما و درخت تقسيم‌بندى شد . » « 127 » محققان شوروى مىنويسند ، غير از پرداخت ماليات « . . . مردم استثمار شونده دايما براى انجام كارهاى ساختمانى دولتى ، از قبيل ساختمان حصار ، شهرها و مجارى آبيارى و جاده‌ها و پلها و نگهدارى سيستم پيچيدهء ترعه‌هاى آبيارى جلب مىشدند . « بهره - ماليات » را مأموران ادارهء مالياتها يا به قول يكى از دانشمندان ، مأموران ادارهء غارت اموال ملت از روستاييان وصول مىكردند . » « 128 » با پولهايى كه از راههاى گوناگون گردآورى مىشد مخارج سنگين هزاران دربارى و مأمور دولت و سازندگان و نوازندگان و هزينهء سازمانهاى نظامى و امور عام المنفعه تأمين مىشد . علاوه بر آنچه گفتيم از راه كشورگشايى و غارت معابد و شهرهاى آباد و ممالك همجوار ، گاه خزانهء تهى كشور پر مىشد . خزانهء مملكت با خزانهء پادشاه يكى بود و شاه بدون احساس كمترين مسؤوليتى ، بيت المال و ماليهء مملكت را حيف‌وميل مىكرد . اردشير اول براى قدردانى از موبدى ، فرمان داد دهان او را از ياقوت و سكهء زر و مرواريد پر كنند . به عقيدهء دكتر گيرشمن : دولت در امور مالى فاقد عاطفه بود . . . براى زمين و افراد نرخى تعيين مىكرد كه از استعداد مردم خارج بود و براى اخذ آن به قوهء قهريه متوسل مىشد . ماليات غيرمستقيم كه به گمرك ، نواقل و راهدارى وضع شده بود ، موجب تحميلات بيشترى بر مردم گرديد . كليهء كسانى كه به طبقهء ممتاز متعلق نبودند ، مجبور بودند به هرقسم خدمت تن در دهند : در ساختمان كاخ شاهى شركت كنند ، در تهيهء مواد بكوشند ، كار صنعتگران را انجام دهند ، ايستگاههاى چاپار را حفظ كنند ، از سپاهيان پذيرايى كنند ، اغنام و احشام شاه را بچرانند . روستايى موظف بود اسبان خود را براى چاپار حاضر كند ؛ كاروان سالار ، ارابه‌ران و قايقران مىبايست ستوران ، گردونه و قايق خويش را براى حمل و نقل آماده سازند . دولت محصولات را در بازار از كسانى كه به دادوستد مىپرداختند به قيمتى نازل مىخريد . « 129 » نجبا ، سربازان ، روحانيان ، دبيران و عموم عمال دولت از پرداخت ماليات معاف بودند . سلاطين
هامش
( 127 ) . كتاب الوزراء و الكتاب ، پيشين ، ص 31 به بعد . ( 128 ) . تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هيجدهم ، پيشين ، ص 89 . ( 129 ) . ايران از آغاز تا اسلام ، پيشين ، ص 347 و 348 .