و انگور و يونجه برحسب عدهء درختان تعيين گرديد . ماليات سرانه بنا به استطاعت مؤديان 12 يا 8 يا 6 يا 4 « درهم » مقرر شد . « 125 »
طبرى مىنويسد :
انوشيروان دبيران را فرمود تا مجموع هريك از اقسام مختلف ماليات را معين كردند ، و بارعام داد و فرمان داد مقرراتى را كه جهت دريافت انواع ماليات منظور گرديده است بر آنان بخوانند . . . پس گفت به نظر ما چنان رسيد كه به جريبهاى نخل و زيتون و ماليات سرانه وجوهى مقرر نماييم كه ساليانه در سه نوبت انجام گيرد و درآمدهاى تحصيل شده در خزاين خود به پا كنيم . . . حال بر آنچه در نظر گرفتهايم همرأى هستيد ؟ هيچكس در آن انجمن چيزى بر زبان نياورد ، انوشيروان اين گفتار را سه مرتبه بر حاضران تكرار كرد ، سرانجام يك نفر از بين مردم از جاى برخاست و به كسرى گفت شهريارا عمرت دراز باد ، آيا تو اين ماليات دايمى را بر تاكستانى كه نابود مىگردد و كشتزارى كه به خشكى مى - گرايد ، ورود خانهاى كه مىكاهد و چشمه يا قناتى كه آبش قطع مىشود نيز مقرر مىدارى ؟ كسرى به او گفت : اى بد نفس لئيم تو از كدامين طبقه مردم هستى ؟ گفت من يكى از دبيرانم . كسرى گفت : بقدرى قلمدانش را بر سرش بزنند تا بميرد .
دبيران براى تقرب به نوشيروان چنان كردند و آنقدر او را زدند تا جان سپرد .
در اين هنگام حضار گفتند : شهريارا مالياتى كه ما را به پرداخت آن مكلف نمودهاى با طيب خاطر مىپردازيم . . » « 126 »
اين بود نمونهاى از عدل و روش آزادمنشانهء انوشيروان !
در مقدمهء كتاب الوزراء جهشيارى راجع به كيفيت اخذ ماليات در عهد قباد و انوشيروان چنين مىخوانيم : « پيش از انوشيروان پادشاهان ايران در درآمد محصول و غله با مردم شريك بودند ، و حداكثر سهم ايشان يكسوم و حداقل آن يكششم بود و به همين ميزان نيز حق آبيارى و مسكن مىگرفتند . آنگاه قباد فرزند « فيروز » دستور داد زمينها را مميزى و درختان ميوه و خرما را شماره كنند و مردم را سرشمارى نمايند ، و تصميم گرفت سهم شاه را از محل خراج و به ميزان دهيك تعيين كنند .
چون انوشيروان به سلطنت رسيد ، كار مميزى املاك و آمارگيرى و سرشمارى انجام يافت و او در اجتماع عمومى مردم حاضر شد و به نويسندگان خود دستور داد تا جمع آمار را معلوم نمايند . ايشان چنين كردند . سپس نظر خود را در مالياتگذارى زمين بطور جريبانه ( برحسب جريب ) و اندازهگيرى اراضى و آمارگيرى از درختان ميوه و خرما و سرشمارى ، به مردم اعلام نمود و گفت ماليات و خراج به سه قسط در هرچهار ماه يكسوم دريافت خواهد شد و نظر ايشان را در اين باب خواست . هيچكس چيزى نگفت ، آنگاه بيانات خود را سهبار تكرار
هامش
( 125 ) . ايرانشهر ، ج 2 ، ص 1125 ؛ نگاه كنيد به : ترجمهء تاريخ طبرى ، پيشين ، ص 171 .
( 126 ) . تاريخ طبرى ، پيشين ، ص 199 .