تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 677

مساهمون:

ص٦٧٧

وزير دارايى

در تشكيلات ادارى عهد ساسانى و استريوشان سالار يا واستريوش‌بذ ، رئيس ماليات ارضى و رئيس كشاورزان كشور بود . اين شخص بوسيلهء عمال و مأمورين خود در باب محصول هرمنطقه و خصوصيات زمين و طرز آبيارى آن ، مطالعه و ميزان خراج را با توجه به حاصلخيزى زمين و خوبى و بدى محصول معين مىكرد . علاوه‌براين ، او رئيس صنعتگران كشور يعنى رئيس همهء مردانى بود كه كار دستى انجام مىدادند . بنابراين ، و استريوشان سالار بر تمام غلامان ، دهقانان و تاجران رياست داشته ؛ يعنى هم وزير ماليه و هم وزير فلاحت و صناعت و تجارت بوده است . ازجمله مأمورين عاليرتبهء آن دوره ، رؤساى محاسبات و مأمورين وصول و رئيس محاسبات دربار يا اقامتگاه شاهنشاهى و مأمورين وصول عايدات ايالات قابل ذكرند . خزانه‌دار سلطنتى گويا لقب گنجور داشته است . به عقيدهء آقاى هرتسفلد ، نگهبان مسكوكات داراى لقب گهبذ بوده است . مهمترين درآمد دولتى خراج ارضى و باج شخصى بود . باج شخصى بدين طريق وصول مىشد كه مبلغ وصولى را دفعتا در اول سال تعيين مىكردند و مأمورين اين مبلغ را به بهترين اسلوب كه ممكن بود ، درميان مؤديان توزيع مىنمودند . . . به اين ترتيب كه پس از تقويم محصول هربلوكى ، به نسبت حاصلخيزى زمين ، از يك‌ششم الى يك‌سوم حاصل را دولت مىگرفت .

اندرز شاپور به فرزند خود

شاپور ، فرزند اردشير ، به فرزند خود وصيت و تأكيد مىكند كه : . . . استوارى كار تو به سرشار بودن ماليات ، و سرشارى ماليات به آبادانى كشور بستگى دارد . رسيدن به اين هدف بسته به آن است كه ماليات‌دهندگان را از راه عدل و كمك به ايشان به سوى خود جلب كنى . بعضى كارها اسباب و علت براى كارهاى ديگرند . عوام ابزار كار خواصند و هرصنف به صنف ديگر نيازمند است . درميان منشيان خود ، بهترين را برگزين . . . خائن را كيفر ده . براى زمينى كه ماليات آن زياد است شخص خوشنام و شرافتمندى را بگمار و هيچيك از فرماندهان قشون خود را به كار مالياتى مگمار ؛ چه ممكن است بعضى از آنها در اموال خيانت كنند . . . هيچ‌چيز بدتر از نادانى پادشاه و بىاطلاعى او از وضع ايشان و خوددارى وى از دادن پاداش به نيكوكار و تنبيه بدكار نيست . در مورد مأمورين ماليات و روش و رفتار آنان دقت زياد به كار ببرد ، و بازرسان طرف اعتماد براى اين منظور بگمار . بدان‌كه درميان بدهكاران ماليات و خراج اشخاصى هستند كه قسمتى از زمين و ملك خود را در حمايت كسان و نزديكان شاه مىگذراند و اين كار را به يكى از دو علت كه تو خوش ندارى ، انجام مىدهند : يا براى جلوگيرى از تجاوز عمال و ستم فرمانداران و يا به منظور كسر حقوقى كه بايد بدهند ؛ اين . . . رعيت را فاسد مىكند و از اعتبار شاه مىكاهد . از اين وضع برحذر باش و حمايت‌شدگان و حمايت‌كنندگان را مجازات بكن . . . « 122 »
هامش
( 122 ) . جهشيارى ، كتاب الوزراء و الكتاب ، ترجمهء ابو الفضل طباطبايى ( مقدمه ) ، ص 33 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 677 | مرتضى راوندى