را از درياهاى خاور دور ساختند .
دريانوردان اين دوره با استفاده از بادهاى موسمى كشتيهاى خود را به دريا مىانداختند ؛ مثلا ملاحان رومى در اواسط تابستان ، كه باد مغرب مىوزيد ، رو به هندوستان بادبان كشتى را بلند مىكردند . اين طرز استفاده از كشتيرانى ، تا كشف قوهء بخار در غالب ممالك معمول بود . »
روابط سياسى و اقتصادى ايران و چين در دورهء ساسانيان قابل توجه است . بطورى كه سرپرسى سايكس نوشته ، بين سالهاى 455 تا 531 ميلادى در حدود ده سفارت بين چين و ايران آمدورفت كرده است . از گفتهء آنها برمىآيد كه تيسفون ، پايتخت مملكت ، داراى صدهزار خانوار بوده است و مهمترين محصول ايران را طلا ، نقره ، مرجان ، عنبر و مرواريد اعلا ، اشياء زجاجى ، آبگينه ، آلات بلور ، الماس ، مس ، شنجرف و جيوه و گرانبهاترين ؛ مصنوعات ايران را حرير گلدار ، گلدوزى يا مليلهدوزى ، فرش و پردهء قلابدوزى معرفى مىكند . همچنين مىگويند ، آب و هواى ايران گرم است و در منازل يخ نگه مىدارند ؛ براى تهيهء آب ، حفر قنوات معمول است ؛ غلات و حبوبات ، طيور و اسبان عالىنژاد ايران معروف است .
شهرهاى ايران در دورهء ساسانيان مركز تجارت و صنعت بود . بازار معمولا در مركز شهر قرار داشت و از راههاى مختلف سيل انواع و اقسام كالاها و صنايع دستى به آنجا سرازير مىشد . در ميدانهاى شهر و بازارها هميشه فعاليت و جنبوجوش وجود داشت . تودهء مردم در آمدورفت بودند و ضمن خريدوفروش ، آخرين اخبار و اطلاعات را در زمينههاى مختلف به دست مىآوردند .
در بازار تيسفون مردم ناظر مجازاتهايى بودند كه در ملاء عام صورت مىگرفت .
تشكيلات ادارى و خصوصيات ديوانها
با اينكه سازمان ادارى ساسانيان براساس تشكيلات عهد اشكانيان پىريزى شده است ، قدرت و تمركزى كه نخستين سلاطين ساسانى پديد آوردند ، با تشكيلات حكومتى اشكانيان ، كه بيشتر رنگ ملوك الطوايفى داشت ، قابل قياس نيست . اردشير و جانشينان او سازمان ادارى مملكت را قوام و ثبات بخشيدند . حكام ولايات در دورهء قدرت آنان بر خلاف عهد اشكانى ، كاملا تحت اوامر شاهنشاه بودند . ادارهء امور كشورى در مناطق كوچكتر ( شهرستان و دهستان ) به دست نجباى درجه دوم ، يعنى دهقانان سپرده شده بود و حكام در كار آنان دخالت چندانى نداشتند . شبكهء وسيعى از جاسوسان و كارآگاهان مراقب بودند كه مأمورين از حدود وظايف خود تجاوز نكنند و منطقهء نفوذ خود را اقطاع و تيول موروثى نپندارند . از بركت اين تشكيلات ، اردشير و شاهپور توانستند كه جانشين خود را شخصا انتخاب كنند .
اردشير پيشازآنكه بدرود حيات گويد ، براى استوارى مبانى حكومت ، به فرزند خود شاهپور چنين اندرز مىدهد :
سر بخت شاهان بپيچد سه كار * نخستين ز بيدادگر شهريار
دوم آنكه بيمايه را بركشد * ز مرد هنرمند برتر كشد