تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 670

مساهمون:

ص٦٧٠
ايران اقتباس كردند و به مغرب رسانيدند . در آنجا برات مخصوصا از عهد مروونژى شناخته شده است . در شهرها استعمال سكه وسعت يافت و تعداد فراوانى از درهمهاى سيمين ساسانى در ايران يا در ممالك مجاور به دست آمده است . در مناطق روستايى غالبا مزد زارعان ، سربازان ، كارگزاران و حتى ماليات هم جنسى پرداخت مىشده ، و اين سنت در بعضى نواحى تا عهد ما هم ادامه يافته است . اما تجارت خارجى كاملا برپايهء اقتصاد مبتنى بر مسكوكات ، مستقر بوده است . تجارت خارجى به طرز محسوسى نسبت به قرون گذشته افزايش يافته است . « 106 » « . . . مبادلهء منسوجات و تجارت البسه بسيار قابل توجه بود . عنبر را از بحر اسود وارد مىكردند . پاپيروس ، كه بيش از پيش جانشين پارشمن ( پوست ) شده بود ، همواره خريدار داشت . . . ادويهء معطر را از چين و عربستان به عنوان ترانزيت مىآوردند . ناردين و فلفل را از ماد صادر مىكردند . . . بازرگانان يهودى و سريانى در نواحى دوردست نظير هند ، تركستان ، برتانى و سواحل بحر سياه مستعمرات بازرگانى ايجاد كردند . » « 107 » توليد منسوجات پشمى و ابريشمى و صنعت شيشه‌سازى و قالىبافى وسعت يافت ، باارزشترين كالاهاى شرق ، ابريشم بود . ابريشم چين از ايران به بيزانس و اروپا مىرسيد . به قول آميانوس مارسلينوس ، در قرن چهارم ، عموم طبقات مرفه از آن استفاده مىكردند و توانگران و اربابان لباس ابريشمين مىپوشيدند . به نظر دكتر گيرشمن : « ابريشم از اختراعات چينى است ؛ چينيان راز پرورش كرم ابريشم را قرنها پنهان نگاه داشتند و صدور ابريشم خام در انحصار قطعى آنها باقى ماند . اجناس ابريشمى اندكى پيش از ميلاد مسيح در روم پديدار مىشود و چنان رايج و مورد توجه قرار مىگيرد كه شاعران و هجوسرايان عاقله زنانى را كه شيفتهء اين پارچهء لوكس شده بودند ، مورد تمسخر قرار مىدهند . جادهء ابريشم كه از تركستان چين آغاز مىشد ، از ايران مىگذشت و به شهرهاى بندرى سوريا مىرسيد ؛ و مراكز بزرگ نساجى كه در آنجا تأسيس شده بود . اما زدوخوردها و جنگهاى ايران و روم و نيز حق ترانزيتى كه كشورهاى بين راه مىگرفتند ، روميان را بر آن داشت كه در پى يافتن راههاى تازه‌اى براى ورود ابريشم برآيند . كشف باد موسمى اقيانوس هند ، از نخستين قرن ميلادى موجب بسط و توسعهء راه بحرى ابريشم گشت . اين راه ساحل غربى هند را به بنادر مصرى درياى سرخ مىپيوست . . . دربارهء نخستين كارگاههاى نساجى ابريشم در ايران تقريبا چيزى نمىدانيم ؛ معهذا چنين به نظر مىرسد كه روش فنى نساجى سوريايى برتر بود ، زيرا شاپور دوم پس از فتوحاتش در سوريا انديشيد كه مىبايست صنعتگران سوريايى را براى ايجاد كارخانه‌هايى در خوزستان و ايوان كرخه و گندىشاپور و شوشتر به ايران انتقال دهد . در دوران قباد ، در ابتداى قرن ششم ، و احتمالا در دوران خسرو اول ، متخصصان اين
هامش
( 106 ) . ايران از آغاز تا اسلام ، پيشين ، ص 343 و 344 . ( 107 ) . همان ، ص 344 ( به اختصار ) .