تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 671

مساهمون:

ص٦٧١
فن زياد گشتند . اين صنعت در ايران چنان توسعه يافت كه ايرانيان كه تا آن وقت به اجازهء عبور دادن ابريشم خام قناعت مىكردند ، مصمم شدند كه خود مصنوعات ابريشمين صادر كنند . رواج تجارت اين كالاى تجملى از اواخر قرن چهارم ، جنگ ابريشم را بين ايران و روم كه ماليات و انحصار آن را معمول كرده بود برپا كرد . از سوى ديگر جلوه و رواج شگفت‌انگيز اجناس ابريشمى ايرانى كليساى بيزانس را نگران ساخت ، و كليسا به كار بردن پارچه‌هاى نفيس و بافته شدهء از ابريشم ايرانى را ناروا اعلام داشت . » « 108 » ديديم در هنگامى كه شاپور دوم در جنوب غربى ايران مركزهاى بافندگى تأسيس كرد ، هنر نساجى ساسانى تا چه پايه ترقى كرد ، و همچنين مىدانيم كه در پى اين پيشرفت ، محصولات ايرانى از آغاز سدهء پنجم ، در تمام مغرب زمين بطور وسيعى پخش گرديد . اين بافته‌ها ، كه بطور وسيعى صادر مىگشت ، ممكن نبود كه در تخيل هنرمندان تأثيرى باقى نگذارد ولى تنها بافته‌ها براى مدلل ساختن مناسبات بين هنر ساسانى و هنر رومى كافى نيستند و اشياء هنرى كوچك و قابل حمل برخى جاهاى خالى را پر مىكنند . « 109 » « . . . وقتى كشور مصر در قرن هشتم ميلادى مسلمان گشت ، در آنجا قبطيها به فن بافندگى اشتغال داشتند و مهارت فنى آنان ، از ديرباز شناخته شده بود . روزى كه بافندگى ايرانى تأثير هنرى خود را به كشورهاى همجوار گسترش داد هنر بافندگى قبطى نيز تحت اين تأثير قرار گرفت . بنابراين ، جاى شگفتى نيست كه در بعضى پارچه‌هاى قبطى پاره‌اى از نقوش زينتى ساسانى مخلوط با عناصر هنرى بومى و بيزانس را مشاهده مىكنيم . ما برخى از اين عناصر هنرى را مىشناسيم ؛ مانند اصرارى كه بافندگان در ايجاد چهارخانه‌ها يا دايره‌هاى قاب مانند دارند و در آنها نقش خود را محصور مىكنند . . . » به نظر دكتر گيرشمن : « با بررسى اين آثار و با درنظر گرفتن اصل قرينه‌سازى دقيق و جزئيات تصويرشناسى ، روشن مىشود كه هنر امپراتورى قرون وسطاى اروپا تا حد زياد و مدتها تحت نفوذ هنر ساسانى بوده است . بنابراين ، محقق است كه مدت چندين سده پس از انقراض شاهنشاهى ساسانى كارگاههاى اعراب در بغداد و كارگاههاى يونانى در قسطنطنيه از نمونه‌ها و نقشهاى كهن هنر ساسانى استفاده مىكردند . . . » « 110 » « . . . بافته‌هاى ساسانى در دوران « نارا » به مقدار زياد به ژاپن صادر مىشده است . . . به همين طريق ، نقشهاى گل و برگى مشتق از تزيينات برگ خرمايى ايرانى درميان دايره‌ها در حاشيهء برخى از نقاشيها ديده مىشود . شكى نيست كه در اينجا هنر آميخته‌اى وجود دارد كه شبيه است به هنرى كه در آسياى مركزى بتدريج به وجود آمده بود . . . » « 111 »

صنعت شيشه‌سازى

شيشه‌سازى در ايران سابقه‌اى دراز داشته است . ما نمىدانيم صنعت شيشه‌سازى مصر و سوريه تا چه حد در شيشه‌سازى ايران
هامش
( 108 ) . هنر ايران در دورهء پارتى و ساسانى ، پيشين ، ص 226 ( به اختصار ) . ( 109 ) . همان ، ص 298 . ( 110 ) . همان ، ص 315 . ( 111 ) . همان ، ص 329 .