تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 668

مساهمون:

ص٦٦٨
انارين ، چشمش بادامين ، لب بسّدين ، ابروطاق ، دندان سپيد و تر و خوشاب ، گيسو سياه و دراز و به بستر مردان ، سخن بيشرمانه نگويد . . . » در اوستا وصف فرشتهء آناهيتا ، كه به شكل زن نمودار شده ، چنين نوشته شده است : . . . خوش اندام ، كمر بالا بسته ، راست بالا ، باشكوه ، آزاده ، بازوان او زيبا و سپيد و به زور اسب است . او ميان مىبندد تا پستانهايش مناسب شود تا او خود پسنديده آيد ، پيراهن گرانبهاى پرچين زرين دربر ، برسم در دست ، گوشوارهء چهار كنار زرين در گوش ، گردنبند در گردن زيبا دارد . بر سر تاجى بسته است صد ستاره ، زرين ، هشت ترك ، چرخ‌دار ، نوارهاى زيبا كه چيزكى پيش‌آمده دارد . جامه‌اى از پوست سفيد ببر بر تن دارد ، فروتر از قوزك ، يا چكمه‌اى ( كفش ) پوشيده است زرين‌بند و درخشنده . « 105 »

وضع اقتصادى

مهمترين فعاليت اقتصادى ايران در دورهء ساسانيان نيز كشاورزى بوده است . ما مختصات زندگى اجتماعى و محروميتهاى طبقهء وسيع روستاييان را ضمن بحث در پيرامون طبقات ، قبلا متذكر شديم . فعاليتهاى صنعتى و تجارتى نيز در اين دوره ، هم در داخل شهرها و هم در حوزهء قدرت فئودالها صورت مىگرفت ؛ يعنى در داخل املاك بزرگ ، غير از كشاورزان عده‌اى نجار و آهنگر و نساج و غيره براى تأمين احتياجات ارباب و سايرين مشغول كار بودند . غير از اين نوع صنايع كوچك كه معمولا در منطقهء نفوذ فئودالها تهيه و فراهم مىشده است ، در داخل شهرها غالبا تحت نظارت دولت ، كارگاهها و كارخانجات يدى بزرگى براى دربار ، قشون و مردم شهرى مشغول كار بودند . بطورى كه مسعودى در مروج الذهب نوشته ، در زمان شاپور دوم ، عده‌اى از كارگران رومى را براى بافندگى به ايران آوردند و به همت آنان ، صنعت بافندگى در ايران ترقى كرد ؛ بطورى كه ديباها ، پرده‌ها و تافته‌ها و فرشهاى ايران آن دوره در داخل و خارج ايران خريداران بسيار داشته است . مدارك تاريخى نشان مىدهد كه ايران در دورهء ساسانى تنها از موقعيت ترانزيتى استفاده نمىكرد ، بلكه خود در بافتن و تهيه و صدور پارچه‌هاى ابريشمى و پشمى و زربافت و قلابدوزى در جهان قرن چهارم و پنجم سهم كلانى داشته است . چون ابريشم چين و هند در انحصار ايران بود ، كليهء ابريشمهاى مصرفى روم از ايران صادر مىشد . منسوجات ايران نه تنها در روم بلكه در اروپا تا حدود گل ( فرانسه كنونى ) خريدار داشته . در حدود شصت قطعه از پارچه‌هاى نفيس آن ايام در موزه‌هاى مهم جهان نظير موزهء ارميتاژ لنينگراد و موزهء برلن و موزهء آلبرت ويكتوريا در لندن موجود است . در آن ايام ، معمول بود كه اشياء نفيس و گرانبها را در پارچه‌هاى نفيسى مىپوشانيدند و به دربار سلاطين يا
هامش
( 105 ) . دكتر صادق‌كيا ( مقاله ) ، مجلهء دانشكدهء ادبيات ، به نقل از : تمدن ساسانى ، ص 95 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 668 | مرتضى راوندى