تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 660

مساهمون:

ص٦٦٠
گويند هربامداد هزار سبيكهء زر به خزانه مىفرستاد . » پس از سالها ستمگرى و دوشيدن مردم ، سرانجام « خسرو فرمان داد ، يزدين را كشتند و زنش را در شكنجه نهادند ، شايد زنش بگويد كه شوهر او گنجهاى گردآورده را در كجا نهفته است . » « 94 » شرح اجمالى مظالم و بيدادگريهاى خسرو دوم را ضمن توصيف وقايع تاريخى آن ايام يادآور شديم . وى به‌جاى آنكه از وقايع گذشته عبرت بگيرد و در راه رفاه و آسايش روستاييان قدمى بردارد ، شخصى را به نام « فرخ‌زاد » به گردآورى خراج پس‌افتاده برگماشت . او ظلم بىپايان مىكرد و اموال رعيت را مىگرفت . اين قبيل كارهاى خسرو كه موجب دشوارى زندگى مردم شد ، خلق را بر او بددل كرد . طبرى گويد : « خسرو مردمان را حقير مىشمرد و چيزهايى را خوار مىداشت كه هيچ شهريار عاقلى خوار نمىدارد . . . به رئيس نگهبانان خاصهء « 95 » خود « زادان‌فرخ » فرمان داد تا همهء زندانيان را كه عددشان به 36 هزار تن مىرسيد ، هلاك كند . » « 96 » درحالىكه اكثريت مردم در آتش فقر و فلاكت مىسوختند ، اين پادشاه كوردل بر تعداد خزاين و گنجينه‌هاى خود مىافزود ، به قول كريستن سن ، اگر بخواهيم بدرستى سنگينى بار رعيت را بدانيم ، كافى نيست كه خرمنهاى زروسيم و جواهر را در گنجهاى خسرو بنگريم ، بلكه بايد مبالغ هنگفتى را كه در راه عيش و عشرت خود و درباريانش به مصرف مىرسانيد در نظر بگيريم . براى آنكه خوانندگان به درجهء نفرت مردم از اين پادشاه متجاوز پىببرند ، كافى است يادآور شويم كه پس از دستگيرى ، موقعى كه او را مىخواستند در خانه‌اى پنهان سازند « كفشگرى . . . شاه را در زير روپوشى كه بر او افكنده بودند ، شناخت و با قالب كفاشى كه در دست داشت ضربتى بر او نواخت . . . در روايات ساسانى كفشگر نمونهء پست‌ترين افراد طبقهء عامه محسوب مىشده است . » « 97 » بطورى كه از بعضى منابع تاريخى برمىآيد ، شيرويه ، قبل از آنكه پدر خود را بكشد ، از او سؤالاتى به شرح زير نمود : 1 . علت قتل هرمزد شاه ، سختگيرى خسرو نسبت به فرزندانش ، بدرفتارى با زندانيان سياسى ، رفتار مستبدانهء خسرو به زنانى كه آنها را جبرا از محل خود آورده و در حرمخانه نگاه مىداشت ، ظلم و تعدى به رعايا ، وضع خراجهاى گزاف ، جمع خزاين از مال رعيت ، جنگهاى بىپايان و بيوفايى نسبت به قيصر روم . مىگويند شاه مخلوع به اين سؤالات پاسخ مفصلى مىدهد . كسانى كه پس از خسرو زمام امور را به دست گرفتند ، نيز مطلقا در انديشهء اصلاحات اجتماعى نبودند ، و به شرحى كه گذشت ، كشتارهاى فجيع براى تصاحب تاج و تخت و تجاوز به حقوق مردم همچنان ادامه يافت . در نتيجهء اين سياست مستبدانه و غير ملى ، ساسانيان تقريبا به همان سرنوشت شوم سلاطين هخامنشى مبتلا شدند ؛ يعنى همانطور كه هخامنشيان ذخاير ملى ايران را به اسكندر تسليم كردند ، پادشاهان ساسانى نيز در نتيجهء سياست غلط اقتصادى و اجتماعى و ستمگرى به مردم غارت شده ، حمايت و پشتيبانى خلق را از دست دادند
هامش
( 94 ) . همان ، ص 472 . ( 95 ) . نگاه كنيد به : تاريخ طبرى پيشين ، ص 232 به بعد . ( 96 ) . ايران در زمان ساسانيان ، ص 470 . ( 97 ) . همان ، ص 516 .