تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 658

مساهمون:

ص٦٥٨
وى مشاغل موجود را به نمايندگان اين دسته مىداد و كارمندان خويش را از ميان ايشان انتخاب مىكرد : « قشر مالكين متوسط يا خداوندان ده كه از مولدين مستقيم مزروعات اراضى بهره‌كشى مىكرد ، پس از نهضت مزدكيان ، نيز تكيه‌گاه دولت ساسانيان بود . وابستگى فئودالى « نجبا » به شاهنشاه بمراتب افزايش يافت . تغييراتى كه در دسته‌بندى نيروهاى اجتماعى پديد آمد ، موقع اعيان و روحانيان را ضعيف كرد ، ولى بخشى از خاندانهاى اعيان و بزرگان كماكان وضع ممتازى داشت و روحانيان نيز تا حدى نفوذ سياسى خويش را حفظ كردند . اين گروهها ، اهميت فراوان داشتند . درعين‌حال ، نهضت مزدكيان موجب تقويت نيروهاى نوين اجتماعى شده بود كه مورد استفادهء دولت قرار گرفتند . خسرو اصلاح مهم ديگرى نيز به عمل آورد و آن اصلاحات نظامى بود . لشكريان از دستجات سوار ، كه از ميان آزادگان انتخاب مىشدند ، تشكيل مىگشتند . بسيارى از اين دستجات به اعيان و بزرگان تعلق داشتند و بدين سبب رابطهء ايشان با شاه ضعيف بود . خسرو مىكوشيد ارتشى به وجود آورد كه مستقيما مطيع وى باشد و بشدت به تسليح قشر مالكين متوسط پرداخت و به ايشان سلاح و اسب داد . « 90 »

وضع اجتماعى ايران پس از شكست مزدكيان

پس از سركوبى مزدكيان ، هيأت حاكمهء آن دوره قدم مؤثرى در راه بهبود زندگى اكثريت مردم برنداشتند . به احتمال قوى اگر مزدكيان خود زمام امور را در دست مىگرفتند يا موفق مىشدند كاوس پسر بزرگ قباد را ، كه تمايلات بشردوستانه داشت ، به زمامدارى برسانند ، ممكن بود وضع دگرگون شود و قوانين و نظامات جديدى به نفع ستمكشان عملى و اجرا گردد . ولى انوشيروان كه نمايندهء جبههء ارتجاعى و سرآمد محافظه‌كاران عصر بود ، پس از قلع‌وقمع مزدكيان به ريشهء انقلاب و علت اصلى جنبش مزدكى توجه نكرد و در مقام اصلاح وضع اقتصادى هشتاد درصد سكنهء ايران ، يعنى كشاورزان بينوا ، برنيامد و بار ديگر نظام طبقاتى قديم را احيا كرد . همانطور كه كريستن سن متذكر شده است : « اصلاحات خسرو در امور ماليه بىشبهه به نفع خزانهء دولت بوده تا به نفع رعيت . طبقهء عامه ، مثل قرون گذشته با نادانى و تحمل مصائب مىزيست . فيلسوفان رومى كه به ايران پناه آوردند . . . بيشتر از اصول طبقاتى ايران و فاصله‌اى كه ميان طبقات موجود بود و تنگدستى عامه منزجر شدند . صاحبان قدرت به زيردستان ستم مىكردند و اعمال دور از انصاف و انسانيت مرتكب مىشدند . » « 91 » حقايق اوضاع اجتماعى آن دوره را مىتوانيم از زبان يكى از بزرگترين مغزهاى متفكر آن دوران يعنى برزويهء طبيب در كتاب كليله و دمنه بخوانيم . اين مرد دانشمند با اينكه
هامش
( 90 ) . تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هيجدهم ، پيشين ، ص 121 . ( 91 ) . ايران در زمان ساسانيان ، پيشين ، ص 460 ( به اختصار ) .