يكچند كشور چين به رونقى بيسابقه رسيد ، اما پس از درگذشت امپراتور ، سيل و خشكسالى و عوامل نامساعد ديگر وضع نامطلوبى پيش آورد .
بار ديگر در چين ، « وانگ مانگ » ( سلطنتش در 9 تا 23 بعد از ميلاد ) كه مردى دانشمند و عدالتدوست بود ، در دوران قدرت ، اراضى را ملى كرد و به قطعات مساوى تقسيم كرد و در اختيار روستاييان گذاشت . بردگى را برانداخت ، مانند « ووتى » با گردآوردن كالا در انبارهاى دولتى و توزيع به موقع آنها ، بر قيمتها نوعى نظارت برقرار كرد . به سوداگران و پيشهوران با رنج كم وام داد . گروههايى كه اقدامات او به زيانشان تمام شده بود ، متحد شدند و براى سقوط او توطئه كردند . سيل و خشكسالى و تهاجم دشمن خارجى نيز به آنان كمك كرد .
خاندان ثروتمند ليو « 86 » رهبرى شورش عمومى را به عهده گرفت ، « وانگ » را كشت و مقررات او را لغو كرد و بار ديگر همهچيز به صورت نخستين برگشت .
هزار سال بعد ، « وانگ آنشيه » ، در مقام صدر اعظمى ، سلطهء وسيع دولت را بر اقتصاد چين برقرار كرد . معتقد بود كه « دولت بايد ادارهء كليهء امور صنعتى و كشاورزى و بازرگانى را در دست خود داشته باشد و درعينحال به احوال طبقات كارگر و زحمتكش توجه كند و با دستگيرى از ايشان ، نگذارد كه لگدكوب اغنيا شوند . » با دادن وامهاى كمربح به روستاييان آنان را از چنگ نزولخواران رها كرد . براى تشويق كشاورزان به آباد كردن زمينهاى باير به آنان مساعده و بذر داد و مقرر كرد كه اين روستاييان ، پس از برداشت محصول ، بدهى خود را بپردازند . براى مبارزه با بيكارى به ساختن سيلبندهاى بزرگ فرمان داد و در هرناحيهء كشور هيأتى را منصوب كرد تا به مزدها و قيمتها رسيدگى كنند . براى سالخوردگان و مستمندان و بيكاران حقوق و وظيفه مقرر كرد ، نظام تعليم و تربيت و امتحان ( كه ضابطهاى براى ورود در خدمت دولت بود ) اصلاح شد و چنان كه يكى از مورخان چينى مىگويد : « شاگردان مدارس كتابهاى معانى و بيان را دور انداختند و بهجاى آن به تحصيل مقدمات تاريخ و جغرافى و اقتصاد سياسى پرداختند . »
اما چه چيز پايههاى اين نظام را سست كرد ؟ نخست مالياتهاى سنگين بود كه براى تأمين هزينه و حقوق كارمندان رو به تزايد دولت بر دوش همگان سنگينى مىكرد ؛ ديگر به سربازى گرفتن جوانى از هرخانواده بود ، كه براى تأمين نياز ارتشهاى كشور لازم بود ، تا بتوانند در برابر هجوم بربرها ايستادگى كنند ؛ سوم فساد دستگاههاى ادارى بود . محافظهكاران از اين وضع و خشكسالى و سيل و ديگر عوامل نامساعد استفاده كردند و به فرمان امپراتور ، « وانك آنشيه » را بر كنار كردند . « 87 »
قانون اساسى سوسياليستى اسپارت « 88 »
نخستين مثال برقرارى سوسياليسم تجربى مربوط به قرن نهم قبل از ميلاد مسيح است . ليكورگ « 89 » ايتاليايى پادشاه و قانونگذار اسپارت در اين دوران ، هنگام سلطنت خود يك قانون اساسى
هامش
( 86 ) .Liu( 87 ) . درسهاى تاريخ ، پيشين ، ص 82 تا 90 ( به اختصار )
( 88 ) . نقل از :Luciano Pasetti , Per Capire il Communismo، ترجمهء دكتر محمد حسين تمدن .
( 89 ) .Lyccurgue