و گمراه گرديد . بهنگام خشكسالى بزرگ ، كه بسيارى از مردمان از گرسنگى بمردند ، مزدك از قباد پرسيد : « اگر كسى را ترياق باشد و از مارگزيدهاى دريغ دارد ، سزاى او چيست ؟ » قباد گفت : « مرگ » . ديگر روز قباد گدايان و مستمندان را برابر كاخ شاهى گردآورد و به ايشان وعده داد كه آنچه برايشان لازم باشد فراهم آورد . سپس از قباد پرسيد : « چيست سزاى كسى كه بيگناهى را در خانه محبوس و خوردنى از وى مضايقه كند ؟ » فرمود « مرگ » . مزدك به دريوزگان دستور داد كه انبارهاى غلات را غارت كنند و مىپنداشتند كه امر شاه را كه بوسيلهء مزدك ابلاغ شده ، اجرا مىكنند . شاه از اين كار متعجب شد و از مزدك توضيح خواست . مزدك گفت شاه در جوابى كه به پرسشهاى وى داد خود تقسيم آذوقه را اجازه فرمودند . طبقات پست مردم ، مزدك را چون پيغمبرى گرامى مىداشتند و او كار را به جايى رسانيده بود كه مىگفت : « خدا وسايل زندگى را آفريده تا همه به تساوى از آن بهرهور بشوند . اختلاف بر اثر زور و بيداد پيدا شده ، هيچكس را بر زن و خواسته بيشتر از ديگرى حقى نيست . . . » قباد از اين تجاوزات چشم مىپوشيد ، چه مزدك را گرامى مىداشت و هم وى را آن توانايى نبود كه از بدكاران جلوگيرى كند .
فردوسى نيز جريان گفتگوى قباد را با مزدك كمابيش مانند ثعالبى بيان مىكند ؛ با اين اختلاف كه مزدك خطاب به مردم گرسنه مىگويد : « برويد هرجا گندم پنهان است بيرون بياوريد و بهاى آن را زر بسپاريد . » و در جواب اعتراض قباد مىگويد : « اى شهريار ، در نزد مردم گرسنه نان درشمار پادزهر است . »
اگر دادگر باشى اى شهريار * در انبار گندم نيايد به كار
بسيارى از مردمان مردند كه جان آنها را انبار مردمان آسوده گرفته است . قباد از گفتار او تنگدل و آشفته شد ، پرسشهايى كرد و پاسخهايى شنيد و مزدك را مردى روشندل و بيداردل يافت . كريستن سن مىنويسد :
« اصلاحاتى كه اين پادشاه به اشارهء مزدك براى رفع قحط و غلا كرد ، همه براى اصلاح رعيت و از روى محبت و غمخوارى نسبت به رعاياى ناتوان بود و نيز اصلاحى كه قباد راجع به خراج در نظر گرفت و عاقبت جانشين او موفق به انجام آن شد ، مبتنى بر عدل و احسان و رحم و شفقت بوده است . »
در جاى ديگر كريستن سن مىنويسد « . . . البته اين پادشاه كاملا پيرو حكمت عملى مزدكيان نبوده است ، چنان كه قسطنطين بزرگ هم كاملا تابع اخلاقيات دين مسيح نشد ، ليكن از رفتار قباد نمايان است كه تا حدى اخلاق و انساندوستى مزدكيه در او مؤثر گرديده است . » « 80 »
اقدامات گواد ( قباد ) از جهات مختلف با منافع روحانيان و بزرگان سازگار نبود .
هامش
( 80 ) . نگاه كنيد به : ترجمهء تاريخ طبرى ، پيشين ، ص 143 به بعد .