تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 648

مساهمون:

ص٦٤٨
نامشروع آنها بود و كسى نمىتوانست از طبقهء پايين به طبقهء بالا قدم بگذارد و از پيشه و حرفهء خود عدول كند و راه و رسم و شغل جديدى اختيار نمايد . درميان طبقات مختلف جامعه ، چنان كه ديديم ، روستاييان در بدترين شرايط زندگى مىكردند و از كليهء حقوق بشرى محروم بودند . به گفتهء آميانوس ، اشراف خود را صاحب اختيار غلامان و رعايا مىدانستند . شايد در آن دوره بين غلامان و روستاييان از نظر حقوق اجتماعى و اقتصادى فرقى وجود نداشته . كريستن سن مىنويسد : « مردمان شهرى نسبتا وضع بهترى داشتند . آنها هم مانند روستاييان ماليات سرشمارى مىپرداختند ، ولى گويا از خدمات نظامى معاف بودند . . . اما رعايا مجبور بودند مادام العمر در همان قريه ساكن باشند و بيگارى انجام دهند و در پياده نظام خدمت كنند . » درست معلوم نيست قبل از جنبش مزدكيان در ايران ، نهضتها و قيامهايى عليه طبقات ستمگر صورت گرفته است يا خير . بعيد نيست كه جنبش مزدكى بيسابقه نباشد ، و قبل از اين جريان ، در گوشه و كنار مملكت از طرف كشاورزان بىپناه عليه فئودالها و اشراف و هيأت حاكمه شورشها و اعتصابهايى صورت گرفته باشد ، ولى مورخان و وقايع‌نگاران آن دوره كه بيشتر موبدان عصر بودند ، به حكم منافع طبقاتى خود ، از اين جنبشهاى اعتراضى سخنى نگفته‌اند . دكتر گيرشمن مىنويسد : « تعدى و جهل كه مردم در آن غوطه‌ور بودند آنان را به اعتصاب برمىانگيخت . اعتصاب امرى جديد در جهان قديم محسوب نمىشد و حملات آن در مصر ، يونان و روم مشهود شده بود . . . جنبش مزدكى كه رنگى ديگر داشت ، مبتنى بر مبناى اجتماعى و اقتصادى بود و به همين دليل است كه آن را كمونيسم ناميده‌اند . » « 77 » مقارن جنبش مزدكيان ، اختلاف طبقاتى شديدى در جامعهء ايران حكومت مىكرد . محتملا طبقات محروم كمابيش متشكل و متحد و آماده بودند تا زير پرچم پيشوايى به جنگ ستمگران برخيزند . شايد اگر مزدك زمام امور را به دست نمىگرفت ، شخص ديگرى رهبرى خلق را به عهده مىگرفت . فردوسى اصول عقايد مزدكيان را چنين توصيف مىكند :
زن و خواسته بايد اندرميان * چو دين بهى را نخواهى زيان بدين دو بود رشك و آز و نياز * كه با خشم و كين اندرآيد به راز همى ديو پيچد سر بخردان * ببايد نهاد اين دو اندرميان
در جاى ديگر مىگويد :
همىگفت هركو توانگر بود * تهيدست با او برابر بود نبايد كه باشد همى برفزود * توانگر بود تار و درويش پود زن و خانه و چيز بخشيدنى است * تهىدست كس با توانگر يكى است
« ابن بطريق » دربارهء آيين مزدك مطالبى مىنويسد كه تقريبا با گفته‌هاى فردوسى يكسان است : خداوند ارزاق را در روى زمين آفريد كه مردم آنها را ميان خود بطور برابرى
هامش
( 77 ) . ايران از آغاز تا اسلام ، پيشين ، ص 348 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 648 | مرتضى راوندى