تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 647

مساهمون:

ص٦٤٧
رؤساى محاكم واگذار مىشده است . ظاهرا از عهد خسرو اول سازمان جاسوسى در ايران وسعت يافته « بنابر نامهء تنسر ، بزرگان در عهد خسرو اول سنگينى بار مراقبتهاى خفيه را احساس مىكردند . » در زمان خسروپرويز ، يكى از وظايف اين جاسوسان اين بود كه دوشيزگان و بيوگان ، حتى زنان زيباى صاحب اولاد را نيز به حرم مىآورند . تنها زنان خوبرو و خوانندگان و نوازندگان زبردست مورد علاقهء شاهنشاهان نبودند بلكه بنا به نوشتهء كريستن سن : در قصر شاهنشاه ، غذاهاى مطبوع و گوارا بسيار مورد توجه بود . ازجمله طعامهايى كه براى پادشاه مهيا مىكردند يكى « خورش شاهى » نام داشت كه مركب بود از گوشت گرم و گوشت سرد ، و برنج فشرده ، برگ معطر و مرغان مسمن و خبيص و طبرزد ؛ ديگر از طعامها « خورش خراسانى » بود كه از گوشت كباب شده به سيخ ، و گوشت پخته در ديگ ، و كره و عصارات تركيب مىيافت ؛ ديگر « خورش رومى » كه گاه با شير و شكر و گاه با تخم و عسل ، و گاه با برنج و شكر و شير ساخته مىشد ؛ ديگر « خورش دهقانى » كه عبارت بود از گوشت گوسفند نمك سود و نارسود ( گوشتى كه در رب انار بخوابانند ) و تخم پخته « 75 » . . . « لذيذترين غذاهاى سرد ، آنهايى هستند كه از گوشت گورخر و شتر يك ساله و گاوميش و خوك ساخته باشند . ازجمله غذاهاى سرد بسيار مطبوع و لذيذ ، خورشى است كه از گوشت گورخر اهلى ، كه ينجه و جو خورده باشد ، ساخته مىشود . اين گوشت را در ماست مىخوابانند و انواع ادويه بر آن مىپاشند . از غذاهاى مطبوع قيمه‌هاى مختلف است كه با گوشت خرگوش و سينهء اسب و سمور و سر تذرو مىسازند و بهترين نوع آن را از گوشت آهوى مادهء سترون پيه‌دار ، كه منجمد شده باشد ، تهيه مىكنند . . . پرواضح است كه ظروف و اوانى هم كاملا شايستهء غذاهاى لذيذى بوده است كه بر خوان شاهنشاه مىنهادند . در روسيه ، مقدار كثيرى از ظروف نقرهء ساسانى كشف شده ولى در ايران چيز قابل توجهى به دست نيامده است . . . در اين عهد همچنانكه ذائقه را با خوراكهاى لذيذ و شرابهاى گوارا و شامه را با بوهاى خوش مىپروردند ، سامعه را نيز با الحان دلكش موسيقى كه با مهارت و استادى تركيب يافته بود پرورش مىدادند . » « 76 »

جنبش مزدكيان

ريشهء اجتماعى قيام مزدكيان

بطورى كه ضمن مطالعه در اوضاع اجتماعى و طبقاتى ديديم ، جامعهء ايرانى در عصر ساسانيان بر دو ركن مالكيت و خون استوار بود و حدود و مقرراتى معين ، نجبا و اشراف را از عامهء مردم جدا مىكرد . زندگى اشراف از جهت لباس و خوراك و مسكن و مركب و زن و خدمتكار ، با تودهء مردم ، يعنى طبقهء عظيم كشاورزان ، كه تقريبا 80 درصد از سكنهء كشور را تشكيل مىدادند ، قابل قياس نبود . قوانين و نظامات مملكتى حافظ پاكى خون خاندانها و حفظ اموال و حقوق
هامش
( 75 ) . ايران در زمان ساسانيان ، پيشين ، ص 499 . ( 76 ) . همان ، ص 500 . به بعد ( به اختصار ) .