تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
درحالىكه حيات اقتصادى جمعا تا حدى سعادت‌آميز بود ، سرنوشت دهگانان بدتر شده بود . سيرت روشن‌بينانه‌اى كه روستاييان در دورهء يونانيت از آن برخوردار بودند ، از ميان رفت . آنان مورد تعدى قرار مىگرفتند ، استقلال نداشتند ، و هرگز از تعليم و تربيت برخوردار نمىشدند . ايشان به استثناى چند مورد نادر كه استقلالى كمابيش بىثبات درميان آنها ديده مىشد ، به دولت يا يكى از بزرگان تعلق داشتند . زارعان وابسته به اراضى و املاك دولت و يا آتشگاهها بودند . مالكان بزرگ اراضى بيش‌ازپيش مقتدر گرديدند و مالكان كوچك مجبور بودند كه براى رفع بحران اقتصادى و تعديات دولت ، خود را تحت حمايت مالكان بزرگ قرار دهند . چون بزرگان مزبور مىبايست ماليات را جمع‌آورى كنند ، تعداد كسانى كه تحت نظارت آنان بودند ، افزايش يافت . دولت كه بدين‌وجه جمع‌آورى مالياتها و عوارض براى وى تسهيل شده بود ، تا حدى به فئودالها وابسته گرديد و مساعى وى براى پايان دادن نفوذ اينان ، منجر به شكست شد و قدرت بزرگان بدان حد رسيد كه پادشاه از نظر مالى و نظامى وابستهء آنان به‌شمار مىرفت . « 69 » « . . . املاك بزرگ به صورت مؤسسات محدودى درآمدند و قسمت اعظم آنها به اجاره واگذار مىشدند . در اين املاك ، گروهى از روستاييان به كار مىپرداختند و هرچه را كه مصرف اعيان و بزرگان بود ، عمل مىآوردند ؛ از قبيل گندم ، روغن ، شراب ، انواع ميوه و گوشت . دستمزد را جنسى مىپرداختند ، و همچنين عوايد زمين جنسى بود . جريان مسكوكات در مناطق روستايى به حداقل تخفيف يافته بود . مالكان ديگر در شهرها سكونت نمىكردند ، بلكه در املاك خود در مواضع مستحكم مسكن مىگزيدند و از آنجا زراعت املاك خود را به وجهى معقول و منظم اداره مىكردند . كاخهاى آنها همه نوع تجملات را كه در آن عهد ميسر بود ، دارا بود ، و سربازان خاص ايشان از آن قصرها دفاع مىكردند و همواره آمادهء حمايت آنان ، يا خانواده ، دوستاران و خدمتكاران ايشان ، در مقابل اغتشاشاتى كه رخ مىداد ، بودند . در آن عهد يك روش اقتصادى ثابت ، ولى دور از عواطف انسانى ، مبتنى بر فلاحت در جهان ايجاد شد و در طى قرون برقرار ماند . . . كليهء كسانى كه به طبقهء ممتاز متعلق نبودند ، مجبور بودند به هرقسم خدمت تن دردهند ؛ در ساختمان كاخ شاهى شركت كنند ، در تهيهء مواد بكوشند و كار صنعتگران را انجام دهند ، ايستگاههاى چاپار را حفظ كنند ، از سپاهيان پذيرايى نمايند ، اغنام و احشام شاه را بچرانند . روستايى موظف بود اسبان خود را براى چاپار حاضر كند . كاروان - سالار ، ارابه‌ران ، و قايقران مىبايست ستوران گردونه و قايق خويش را براى حمل و نقل آماده سازند . . . آزادى انفرادى بسته به ارادهء دولت بود ، و در حدود دو هزار سال در ايران اثرى از آن نبود . بدبختيى كه ملت در آن غوطه‌ور بود ، مانع از آن مىشد كه به تفكر پردازد و عدم عدالت اجتماعى را احساس كند . » « 70 »
هامش
( 69 ) . ايران از آغاز تا اسلام ، پيشين ، ص 345 و 346 . ( 70 ) . همان ، ص 346 تا 348 ( به اختصار ) .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 642 | مرتضى راوندى