تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 640

مساهمون:

ص٦٤٠
از چنين امكاناتى برخوردار نبودند . باوجود اين ، نظر به اهميت فوق العاده‌اى كه زراعت در شريعت زردشتى داشته ، كتابهاى مقدس در ستايش اين كار مبالغه كرده‌اند . مسلم است كه حقوق قانونى زارعين از روى كمال دقت معين بوده است . چند نسك از نسكهاى اوستا خاصه « هوسپارم » و « سكاذم » محتوى قواعد و احكامى در اين خصوص بوده‌اند : مسألهء آبيارى كه مبناى زراعت مملكت در سابق بود و امروز نيز هست ، به تفصيل معين شده بود . راجع به اقسام مختلف قنوات و جداول آب و اسلوب سدبندى و بازرسى قنوات و نگاهدارى و شرايط استفاده از آنها و امثال آن ، احكامى موجود بود . « 61 » بطورى كه از تذكرهء شوشتر برمىآيد در زمان قدرت شاهپور به كمك مهندسان و كارشناسان رومى سد شوشتر بسته شد ؛ به اين ترتيب كه « . . . ابتدا رودخانهء كركر را از زير كوهى كه الحال بقعهء سيد محمد گياه‌خور بر آن واقع است ، الى بند قير حفر نمودند و هنوز آثار كلنگ بر بعضى اطراف آن نمايان است و آب را به اطراف سر داده اين طرف را خشك نمودند و به سنگ و ساروج بند زير پل را بساختند . و قيصر بفرمود كه هرروز پس روز دو هزار گوسفند و هرشب هزار گوسفند مىرسيد و به شير گوسفند نوره و گل تر مىكردند و به كار مىبردند و سنگهاى بسيار بزرگ كه جز به جرالثقيل حركت نتوان داد ، دودو ، به يكديگر مىبستند و به طوقهاى آهنين و سرب به‌هم مىچسبانيدند و در كار مىنهادند . بعد از آن رود كركر را كه شكافته بودند به همان دستور مسدود نمودند . . . » « 62 » در دورهء ساسانيان « نسبت به‌شمارهء گوسفندان و احوال شبانان و لزوم نگاهدارى سگان گله نيز قواعد ثابتى وضع كرده بودند . چنان كه معلوم است زرتشتيان سگ را بسيار محترم مىشمردند و قسمتى از نسك دزد سر نزد راجع به محافظت قانونى سگان گله بوده است . » « 63 » « در اين دوره ، مأمورى كه در رأس دستگاه وصول ماليات قرار داشت « و استريوشان سالار » ( يعنى رئيس كشاورزان ) خوانده مىشد . گويا وى در امور كشاورزى و آبيارى نيز نظارت مىكرده و براى ادارهء اين قبيل امور مقرراتى وجود داشته است . . . چنين مىنمايد كه تا روزگار شاهنشاهى قباد ( متوفى در سال 531 ميلادى ) ماليات ارضى متناسب با ميزان محصول تقويم مىشده و نرخهاى مالياتى باهم تفاوت داشته و برحسب نوع كشت و جنس محصول تعيين مىشده است . » « 64 » براى آنكه به ستمگرى مأمورين وصول خراج در آن روزگار واقف شويم ، كافى است كه سطرى چند از جلد دوم تاريخ طبرى را به ياد آوريم : « قباد روزى به حكم
هامش
( 61 ) . ايران در زمان ساسانيان ، پيشين ، ص 344 و 345 . ( 62 ) . تاريخ كشاورزى ايران ، پيشين ، ص 30 به بعد ( به اختصار ) . ( 63 ) . ايران در زمان ساسانيان ، ص 344 به بعد . ( 64 ) . مالك و زارع در ايران ، پيشين ، ص 58 ( به اختصار ) .