و روحانيان قديم را يادآورى نمايد .
باوجود مطالعات مداوم محققين ، هنوز بطور قطع معلوم نيست كه شاه در مسائل مهم مملكتى مشورت مىكرده است يا خير ؟
در اكثر منابع تاريخى نوشته شده است كه شاه در مواقع حساس شوراى بزرگان را تشكيل مىداد و با آنان مسائل مهمهء مملكتى را مطرح مىنمود ، ولى درهرحال ، مقامى كه تصميم او در سرنوشت مملكت مؤثر بود ، شخص شاه بود .
موقعى كه انوشيروان مىخواست سيستم جديد مالياتى را عمل كند جلسهء مشورتى تشكيل داد و نيز هنگامى كه خسرو دوم مىخواست به اراضى روم شرقى لشكركشى كند به منظور جلب نظر امراى لشكر و نجبا جلسهء مشورتى تشكيل داد . تكيهگاه عمدهء حكومت ساسانى طبقهء كثير مالكين آزاد بود و استثمار طبقهء عظيم كشاورزان بوسيلهء اين طبقه و عمال و دستنشاندگان آنها عملى مىشد . همين مالكين آزاد هستهء اصلى سپاه ايران را تشكيل مىدادند . اين قشر پس از قيام مزدك زياد مورد توجه دربار قرار گرفتند و به آنها براى خريد اسلحه و تجديد قدرت پيشين كمك فراوان شد و عدهاى از آنها از حقوق اصيلزادگان نيز برخوردار شدند .
دهقانان كه پستترين طبقهء نجبا بهشمار مىرفتند ، در املاك خود زندگى مىكردند و تنها از حيث تربيت و لباس با بزرگان امتياز داشتند . اين طبقهء مؤثر ، پس از غلبهء عرب بر ايران ، در نواحى مختلف مملكت ماندند و طبقهء ملاك ايران را تشكيل دادند و بسيارى از بزرگان محلى و رجال سياسى ايران كه از نسل ايشان بودهاند بدين نژاد فخر مىكردهاند ، و دهقانزادگى را علامت نجابت مىدانستهاند و حتى در زبان فارسى ، دهقان را در مقابل تازى براى امتياز ايرانى از عرب استعمال مىكردهاند .
حكمرانان بلوك ، كه آن را شهر مىگفتهاند ، از ميان دهقانان انتخاب مىشدند و آنها را شهريك مىگفتند . مأموريت عمدهء دهقانان ، وصول ماليات بود و مقامى داشتند شبيه به مقام كدخدايان امروز . در زمانى كه اعراب بر ايران غلبه كردند .
چون براى وصول خراج به آنها محتاج بودند ، تنها طبقهاى بودند كه آزار نديدند و يگانه طبقهاى كه در ايران ماند و كشته نشد يا مجبور به هجرت نبود ، همين طبقهء دهقان بود و به همين جهت ، عقايد و افكار ايرانيان قديم را در خاندانهاى خود نگاه داشته و مقدمات نهضتهاى ملى و قيام بر ضد عرب را ايشان فراهم كردند و داستانهاى ايرانى ، كه فردوسى آنها را گرد آورده است ، درميان همين دهقانان مانده بود و فردوسى خود از آنها بوده . « 56 »
« جهان ايرانى ، به صورتىكه مورخان غرب ، مثل « آميانوس مارسلينوس » و « پروكوپيوس » آن را شناخته و با جنبههاى نيك و بدش وصف كردهاند ، به نظر ما جامعهء اشرافى محض مىآيد و فقط طبقات عاليه معرف اين جامعه محسوب مىشدهاند . . . توصيفى كه آميانوس مارسلينوس
هامش
( 56 ) . سعيد نفيسى ، تاريخ تمدن ساسانى .